از شریعتی تا میرزاده عشقی
آذر حسامی
بیش از یک دههی قبل در خیابان انقلاب، بهویژه حد فاصل چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب، آنقدر کتابهای خواندنیِ دست دوم و نو در بساط دستفروشها به چشم میخورد که نمیشد به راحتی از آنها گذشت.
بیش از یک دههی قبل در خیابان انقلاب، بهویژه حد فاصل چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب، آنقدر کتابهای خواندنیِ دست دوم و نو در بساط دستفروشها به چشم میخورد که نمیشد به راحتی از آنها گذشت.
پیش از خواندن خاطرات پروانه بهار، تصویر دیگری از موقعیت خانوادهای داشتم که از پدر تا فرزندان لقب «ملک» دارند و مادر هم شاهزاده خانمی است از طایفهی قاجار و در باغ و خانهای بهغایت خرم و بزرگ زندگی میکنند. اما با خواندن این کتاب، تابلوهای پسِ پشتِ واژههای پروانه بهار در پیش چشمم جان گرفتند و دانستم که آن باغ و آن خانهی دروازه دولت، جای ملکزادگان نبوده است؛ «این وادی عشق است، نه جولانگه شاهان».
در این گفتار عباس امانت، استاد کرسی ویلیام سامنر در بخش تاریخ دانشگاه ییل، میکوشد تا با پرداختن به برخی از نشیب و فرازهای نهادی در ایران طی ۱۲۵ سال (از آغاز سلسلهی قاجار در سال ۱۷۸۵ میلادی تا پایان دوران مشروطه و آغاز عصر پهلوی در سال ۱۹۲۱) نشان دهد که تصورات رایج در بارهی کاستی و زوال سیاسی ایران، تنها تعبیر کامل و موجه برای شناخت دورهی قاجار نیست.
اعضای دو خانواده، که این نوشته روایت سفر آنهاست، با گروه بزرگی، دستهجمعی از مرز افغانستان گذشته و وارد پاکستان شدهاند؛ در پاکستان بهناچار به دو گروه تقسیم شدهاند؛ و طی سفری دشوار خود را به یکی از خویشاوندان افغانستانی در اطراف تهران رساندهاند. این گزارش داستانِ سفرِ این دو خانوادهی افغانستانی از کابل به تهران، و برگرفته از گفتگو با افراد هردو خانواده و میزبانشان است.
اختلافات قومی و مذهبی و زبانی باعث شده جز در موارد استثنایی اتحاد ملی بین مردم افغانستان ضعیف باشد. همین اطلاعات اولیه باعث میشود از افغانهایی که امکان گفتگو با آنها فراهم است دربارهی وقایع اخیر کشورشان بپرسم تا شاید دانستههایی به دست آورم جز آنچه در کتاب و رسانهها دستگیرم میشود.
الیاس علوی شاعر و هنرمند هنرهای تجسمی، در گفتگو با شبنم طلوعی از تجربهاش به عنوان مهاجر افغانستانی در ایران، و فعالیتهای هنریاش میگوید. متن بخشهایی از این گفتگو پیشتر در آسو با عنوان «وطن کجاست؟» منتشر شده است.
امیر احمدی آریان که اکنون در نیویورک نویسندگی خلاق و ادبیات تطبیقی تدریس میکند بهتازگی رمان «وقتی نهنگ یونس را بلعید» را به زبان انگلیسی با انتشارات معتبر هارپر کالینز به چاپ رسانده است. او در دههی ۱۳۸۰ در روزنامههای ایران بیش از دویست مقاله در حوزهی نقد ادبی منتشر کرده و کتاب «شعارنویسی بر دیوار کاغذیِ» او یکی از مهمترین آثار در حوزهی نقد ادبی است. با او در مورد فعالیت ادبی، زندگی و مهاجرتشان است گفتگو کردیم.
کوچ مردم از جایی به جایی دیگر، شاید از صدها هزار سال پیش، بخش مهمی از زندگی انسان بوده است. برای فرار از ظلم و جنگ و بلایای طبیعی، یا فقر و بیماری، یا برای پیدا کردن غذا، کار، خانه و آب و هوای بهتر. در چند دههی گذشته، جمعیت فزایندهای به دلیل شرایط اقلیمی مهاجرت کردهاند، آنچنان که سام خسرویفرد در این گزارش شرح داده است.