تب‌های اولیه

چریکه‌ی تارا از زبان «زن، زندگی، آزادی»

منصوره شجاعی

روزهایی که بهرام بیضائی فیلم «چریکه‌ی تارا» را می‌ساخت، روزهایِ رؤیازاییِ مردمان ایران بود. و او از معدود هنرمندان و روشنفکرانی بود که در همان ایام پرآشوب انقلاب ۵۷ پیش‌بینی کرد که رؤیاهای ما در زمینی که با خیشِ نفرت و زور و خشونت زیر و رو می‌شد بارور نخواهد شد.

پیکر زن، همچون میدان نبرد

یادداشت از تهران

میدان‌ها، از تهران تا روستای قادی‌کُلای بابل، هر شب شاهد حضور جمعیت بیش‌وکمی است، پرچم به دست، جمعیتی که این‌روزها تلویزیون جمهوری اسلامی از آنها به عنوان «اُمت مبعوث‌شده» یاد می‌کند؛ زنان و مردانی که به تشویق صداوسیما و چهره‌های سیاسی «میدان را خالی نمی‌کنند».

وقتی زنانِ ادبیات بازمی‌گردند

آندرئا آگوئیلار

در تاریخ ادبیات آمریکای لاتین، روایتِ مسلط دهه‌ها داستانی مردانه بوده است؛ روایتی دربارهی چند نویسندهی مرد و چند جریان ادبی ثابت؛ روایتی که انقلاب، رئالیسم جادویی، و تعهد سیاسی را اغلب از زاویه‌ای واحد بازگو کرده و صداهای دیگر را به حاشیه رانده یا کاملاً حذف کرده است.

بحران روشنفکری ایرانی؟

شهلا شفیق و آرش جودکی در گفت‌وگو با غزل صدر

این گفت‌وگو در پاییز گذشته انجام شده، با این پرسش که آیا تفکر و روشنفکریِ ما دچار بحران است؟ چه بحرانی؟ و ریشه‌های این بحران کجاست؟

زنی که صدای پرده‌نشینان شد؛ ماگه رحمانی، اولین زن داستان‌نویس و تذکره‌نویس افغانستان

بهروز اخلاقی

ماگه رحمانی به جرم «تن ندادن به عرف» باید خانه‌نشین می‌شد. از انتشار مهم‌ترین کتاب او، پرده‌نشینان سخنگوی، تنها یکی دو ماه می‌گذشت و او حالا به سرنوشت زنان ادیبی دچار شده بود که اولین بار خودش تاریخ پرده‌نشینی‌شان را روایت کرده بود.