تب‌های اولیه

جایزه‌ی صلح نوبل؛ گزارش سفر به اسلو

منصوره شجاعی

در تاریکیِ شبی سرد و برفی در ایستگاه تاکسیِ فرودگاه اسلو ایستاده‌ام. در سفیدیِ برفی که آسمان و زمین را پوشانده است، دو چشم سیاه درشت، دو دو زنان جلوی چشمانم ظاهر می‌شود.

تن به خستگی ندادن

پرستو فروهر

«اینجا خونه‌ی تو هم باشه، الان که ما اینجا هستیم، محل کارِ ماست». این جمله نقل‌قولی است از یکی از مأموران امنیتی که در آبان‌ماه برای بازداشت یک زوج خبرنگار و تفتیش به خانه‌ی آن‌ها رفته است.

بی‌حجاب در تهران؛ جدال بین ترس و مقاومت

مریم فومنی

دریا نویسنده‌ای پنجاه‌وچند ساله است. در خانواده‌ای سکولار بزرگ شده و هرگز به مذهب و حجاب عقیده نداشته است. اما از چند سال پس از انقلاب تا همین یک‌سال‌ونیمِ قبل به زور قانون مجبور بوده که موهایش را بپوشاند.

خشونت خانگی، دردی که درمان دارد

مریم فومنی

لیلا، گلنار و افسانه سه زنِ چهل‌وچند ساله‌اند که خشونت خانگی را تجربه‌ کرده‌ اما آن را تحمل نکرده‌اند. آن‌ها نه آسان و سریع اما در نهایت توانسته‌اند که خود را از چرخه‌ی خشونت بیرون بکشند.

فخرآفاق پارسا؛ حاشیه‌ای بر زندگی، کارنامه‌ی مطبوعاتی و نقش او در آزادی و اعتلای زنان ایران

اسفندیار دواچی

«من در مدرسه‌ی دوشیزگان وطن درس می‌خواندم. باور کنید پنهان از پدرم به مدرسه می‌رفتم. مادرم می‌دانست و به من هم کمک می‌کرد. اما فلسفه‌ی پدرم این بود که دختر اگر باسواد شود برای پسرها نامه‌ی عاشقانه می‌نویسد!»