تب‌های اولیه

فاشیسم از آن‌چه می‌پندارید به شما نزدیک‌تر است

یان لومهولت و دبرا یانگ

در سال 1848، کارلو آلبرتو، پادشاه ایتالیا قانونی را امضاء کرد که بر اساس آن همه‌ی شهروندان ایتالیایی با یکدیگر برابر بودند. نود سال بعد، نوه‌ی او قانون دیگری را تنفیذ کرد که به این برابری پایان داد و بر تفاوت میان شهروندان درجه‌ی یک و دو صحه گذاشت. یهودیان، که تا آن زمان با دیگر هم‌وطنان خود «همسان» بودند، عضو نژادی «متفاوت» و پست‌تر شمرده شدند.

نوستالژی، نردبان فاشیسم

جسیکا کیانگ و لوئیزا واسیلیو

رادو ژوده، فیلم‌ساز پرآوازه‌ی رومانیایی در «ملت مرده» به بعضی از جنایت‌های حکومت فاشیستی ژنرال یان آنتونسکو در دوران جنگ جهانی دوم می‌پردازد. این مستند، که در جشنواره‌های بین‌المللی با استقبال روبرو شده، در رومانی مخالفت ملی‌گرایانی را برانگیخته که در حسرت دوران سلطه‌ی فاشیسم به سر می‌برند و در پاسخ به فعالان حقوق بشر و روشنفکرانی که آنتونسکو را «جنایتکار جنگی» می‌خوانند، می‌گویند: «خب، که چی؟! همه چیز تو مشتش بود.»

گفت‌وگو با رهبر سابق نئونازی‌ها در آمریکا

کریستیَن پیچولینی - دیو دیویس

کریستیَن پیچولینی، مهمان برنامه‌ی رادیویی «هوای تازه»، انرژی و انگیزه‌ی تازه‌ای به پژوهشگرانی بخشیده است که کارشان تحقیق در مورد گروه‌های نفرت‌‌‌پراکن و نژادپرست است. پیچولینی در نوجوانی به یکی از گروه‌های نئونازی‌ پیوست، و به زودی رهبر یکی از خشن‌ترین گروه‌های معتقد به برتری نژاد سفید شد، اما از آن جنبش بیرون آمد و سازمانی برای مبارزه با نژادپرستی به راه انداخت.

استانبول، شهری که به یاد می‌آورد

نازگل کاشانی

پروژه‌هایی مانند «شهری که به یاد می‌آورد» با ارائه‌ی تورهای فیزیکی و دیجیتالِ حافظه‌محور به‌عنوان رویکردهایی انتقادی عمل می‌کنند که سویه‌های نادیده‌گرفته‌شده‌ی گذشته را نمایان کرده و مفهوم میراث تاریخی را به مواجهه‌ای آگاهانه با واقعیت‌های پیچیده و حل‌نشده‌ی آن بسط می‌دهند.

چپ و سیاست هویت‌محور: رقابت بر سر قربانی‌بودن

اوا ایلوز

ما چپ‌ها زمانی همراه با هم برای ارزش‌های جهان‌شمول می‌جنگیدیم. اما امروز چیزی باقی نمانده جز رقابت بر سر رنج و خودستاییِ بیمارگونه. برندگان این بازی در منتهی‌الیه راست ایستاده‌اند.

تقدیم به آلمان با...عشق؟

ریچل لوِنتال

در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به فکرمان هم خطور نمیکرد که به آلمان سفر کنیم. پدر و مادرم جزو آدمهایی بودند که نمیخواستند اتومبیل ساخت آلمان بخرند و اعلام کرده بودند هرگز پا در آلمان نمی‌گذارند. نظر مادرم این بود که: «نباید یک شاهی بهشان داد».