تب‌های اولیه

پایانِ دیکتاتوری روزی است که به اشتراکاتمان فکر کنیم

مژگان ایلانلو در گفت‌وگو با مریم فومنی

جامعه‌ی ایران پس از اعتراضات و کشتار دی‌ماه و تجربه‌ی جنگ به کدام سو می‌رود و چه امکان‌هایی برای گفت‌وگو در بین مردمی که خواهان تغییرات بنیادی هستند، دیده می‌شود؟ مژگان ایلانلو، مستندساز و نویسنده در گفت‌وگو با آسو می‌گوید که جامعه‌ی ایران در یک تعلیق فرسایشی به سر می‌برد و هر کس فکر کند فقط خودش یک راه حل جادویی برای بیرون آمدن از این وضعیت دارد، بازنده‌ی داستان است. 

 

چرا دیگر از جنگ هسته‌ای نمی‌ترسیم و چرا این وضعیت خطرناک است؟

دنیل ایمروار

امروز سخن گفتن از «حکومت جهانی» نوعی خیال‌بافی به نظر می‌رسد. اما در آن زمان تعداد بسیار زیادی از آدم‌های معقول و مسئولیت‌پذیر احساس می‌کردند که تنها راه جلوگیری از تکرار فاجعه‌ی هیروشیما تأسیس حکومت جهانی است. وینستون چرچیل و کلمنت اتلی، دو نخست وزیر بریتانیا، از حامیان این ایده بودند. در فرانسه، ژان-پل سارتر و آلبر کامو این ایده را ترویج می‌کردند.

روایت‌هایی از کردستان؛ زندگی در سایه‌ی جنگ

سوما نگه‌داری‌نیا

این متن مجموعه‌ای از روایت‌های پراکنده از شهرهای مختلف کردستان است. اگرچه با قطع اینترنت و تلفن‌ها دسترسی به همه جای ایران دشوار است، کوشیده‌ام با یاری گروهی از دوستان و آشنایان در کردستان، و دیگرانی که به صورت تصادفی پیدا کرده‌ام گفتگو کنم.

دانش‌اندوزی در زمان جنگ

سی. اس. لوئیس

اگر می‌خواستیم همه‌ی فعالیت‌های صرفاً فرهنگی را تا زمان رفع نوعی خطر قریب‌الوقوع یا بی‌عدالتیِ فاحش به تعویق بیندازیم، به اندازه‌ی کافی دلایل قانع‌کننده داشتیم. اما بشر مدت‌ها قبل تصمیم گرفت که این دلایل ظاهراً موجه را نادیده بگیرد.

 

تهران در جنگ؛ پناهگاه و آژیر خطر نیست اما دوربین‌های امنیتی کار می‌کنند

زیبا سلطانی

در خیابانْ کاروانِ ارزشی‌ها راه افتاده است. سوار بر موتور و ماشین با پرچم ایران گشت می‌زنند و الله اکبر و حیدرحیدر می‌کنند. قیافه‌شان به عزادار نمی‌خورد و بیشتر به نظر می‌رسد از میتینگ انتخاباتی برمی‌گردند. این کارناوال‌ها هر شب در خیابان جریان دارند. می‌خواهند قدرتشان را به رخ بکشند و از مردمِ پشت پنجره زهرِ چشم بگیرند که نفستان در نیاید، اگر رهبر نیست ما هستیم.

سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است.