صنعالله ابراهیم، «ارنست همینگوی» ادبیات عرب
فرناز سیفی
«چرا شروع به داستاننویسی کردم؟ واقعیت این است که نوشتن داستان، مقاومت شخصیام علیه وضعیت بسیار دشوار و شکنجهواری بود که اسمش زندان است.»
«چرا شروع به داستاننویسی کردم؟ واقعیت این است که نوشتن داستان، مقاومت شخصیام علیه وضعیت بسیار دشوار و شکنجهواری بود که اسمش زندان است.»
ماگه رحمانی به جرم «تن ندادن به عرف» باید خانهنشین میشد. از انتشار مهمترین کتاب او، پردهنشینان سخنگوی، تنها یکی دو ماه میگذشت و او حالا به سرنوشت زنان ادیبی دچار شده بود که اولین بار خودش تاریخ پردهنشینیشان را روایت کرده بود.
هر کس که میخواهد سینمای مهرجویی را بشناسد باید گفتوگوی بهمن مقصودلو با مهرجویی را بخواند چون دربارهی تمام فیلمهای مهرجویی، از آغاز تا پایان، حرف و سخن دارد و نگاه مهرجویی به تمام فیلمهایش را بی کم و کاست میشکافد.
اوپی سرگرم سفر در هند بود و شفق در خانهاش در لندن به سر میبرد. آنها در این مکالمه به موضوعات گوناگونی مثل تهدید سانسور و خیزش پوپولیسم، مشکلات نویسندگانِ چندهویتی و اهمیتِ توجه به رویدادهای پیچیدهی تاریخی در آثارشان پرداختند.
گاهی اوضاع نه با کشفِ حقیقتی تازه بلکه با بیان آنچه همه از پیش میدانستند دگرگون میشود. گاهی بر زبان آمدنِ رازی نهفته سبب میشود که رابطهای عاطفی از بنیاد زیر و رو شود. و گاهی بیان حقیقتی که همه میدانند اما هیچکس را یارای بازگفتنش نیست میتواند ساختاری سیاسی را فرو بریزد.
در این پادکست شبنم طلوعی با حمید متبسم موسیقیدان، نوازندهی تار و سهتار، و آهنگساز برجستهی ایرانی در مورد زندگی و کارنامهی حرفهای او گفتوگو کرده است.
تقوایی بارها به شیوههای مختلف گفت که در جوامع سانسورزده، هنرمند و روشنفکر را باید با کارهایی که نساخته و حرفهایی که نزده شناخت و قضاوت کرد.
در رستوران فرودگاه آمستردام نشستهام. زمان پروازم به دوبلین ساعت دو و نیم است. از پیش به من گفتهاند که در طول پرواز از آمستردام به دوبلین، با ایوان كلیما، نویسندهی چک، همسفرم.