16 مارس 2026

مستند «شکافتن صخره‌ها»؛ دوربین زنی است میان جمع زن‌ها

معصومه ناصری

مستند «شکافتن صخره‌ها» نخستین نامزد ایرانی در بخش بهترین مستند اسکار ۲۰۲۶ بود. این فیلم داستان یک زن کارآفرین به نام سارا شاهوردی را از دوران نامزدی برای انتخابات شورا و پیامدهای آن روایت می‌کند. یکشنبه شب در مراسم اسکار، جایزه‌ی بخش مستند به فیلم «آقای هیچ‌کس در برابر پوتین» رسید که درباره‌ی جنگ روسیه و اوکراین است. اما حضور در جمع پنج فیلم نهایی نامزدشده در بخش مستند، موفقیت بزرگی برای این فیلم ساده و عمیق است که دو کارگردان ایران آن را روایت می‌کنند. 

در دقیقه‌های ابتدایی فیلمِ «شکافتن صخره‌ها» دوربین در جمع زنانه‌ای در یک خانه‌ی روستایی حضور دارد. سارا شاهوردی؛ نامزد انتخابات شورای روستای بزین در بین زن‌ها نشسته، آنها درباره‌ی انتخاباتِ پیش روی روستا حرف می‌زنند، درباره‌ی زندگی شخصی‌شان شوخی می‌کنند و چای می‌نوشند. سارا سخنرانی نمی‌کند اما می‌کوشد اعتماد آنها را جلب کند، از دلایل نامزد شدنش می‌گوید. رفتار زن‌ها با دوربین مثل رفتار با یک زن دیگر است؛ آشنا و قابل اعتماد. من گفت‌وگوی بین زن‌ها را از طریق زیرنویس انگلیسی دنبال می‌کردم اما حواسم بود که دوربین در این اتاق، غریبه نیست، یک شیء خارجی نیست. دوربین زنی است نشسته میان جمع زنان روستا. گمان می‌کنم این کمال مستند است که حضور دوربین، اختلالی در رفتار حاضران در صحنه ایجاد نکند، آدم‌ها را به لکنت نیندازد، ناچارشان نکند فیلم بازی کنند. 

فیلم مستند «شکافتن صخره‌ها» را در یک سالن نمایش در واشنگتن تماشا کردم. وقتی رسیدم چراغ‌ها خاموش شده بود. مردم روستای بزین روی پرده بودند، ترکی حرف می‌زدند و من از بین جمله‌هایشان بعضی کلمات را می‌فهمیدم مثل «اوغلو، قیز، اوغلان، چوخ» اما مجبور بودم ماجرا را از زیرنویس انگلیسی دنبال کنم. همراه با تلاش برای حدس زدن گفت‌وگوهای ترکی، غم ندانستن زبان بخشی از هموطن‌هایم تا پایان فیلم با من ماند. 

سارا شاهوردی، زن کارآفرین، رئیس شورای روستای بزین در ۱۵۰ کیلومتری جنوب زنجان، کشاورز، تعمیرکار و سوارکاری است که ماما هم بوده و می‌گوید ۴۰۰ نوزاد را به دنیا آورده است. او داستان زندگی‌اش را از کنار یک تک درخت در دشت‌های روستا تعریف می‌کند، جایی که پدرش موتورسواری را به او یاد داد. آن‌طور که سارا تعریف می‌کند، پدرش  او را خلاف قواعد جامعه روستایی، مثل یک پسر تربیت می‌کند. آزادتر از دخترها و در قید و بندهایی کمتر از آنها. حالا که سال‌هاست پدرش درگذشته، او تلاش می‌کند با تکیه بر اعتماد به نفسی که در کودکی آموخته، خودش را در معرض رأی اهالی روستا بگذارد. ما در فیلم می‌بینیم که چطور باید با خانواده، با همسایه، با مردانی که به اندازه او رأی نیاورده‌اند، با زن‌هایی که سکوت را به جنگیدن ترجیح می‌دهند، با مأموران قانون و در یک کلمه با جامعه‌ی پدرسالار بجنگد تا بتواند هم خودش باشد و هم از سقفی که جامعه بالای سرش ایجاد کرده فراتر برود. 

ایده‌هایش حتی در این حد که می‌خواهد میدان روستا به شکل دایره باشد، با مقاومت روبه‌رو می‌شود و او حتی برای اینکه میدان را دوباره از مربع به دایره تبدیل کند ناچار است مبارزه کند. 

در صحنه‌ای از فیلم سارا شاهوردی در کلاس درس مدرسه‌ی روستا حاضر می‌شود. با دخترها درباره‌ی موتورسواری حرف می‌زند. لباسش را به آنها نشان می‌دهد. روسری‌ و کلاهی که موها و گردن را کاملاً می‌پوشاند، روی لباسی آستین‌بلند، مانتو و شلواری پوشیده که قواعد حجاب سنتی را رعایت کرده باشد. به دخترها می‌گوید با همین شرایط موتور سوار می‌شود، هیچ اتفاقی هم نمی‌افتد. قول می‌دهد به دخترها موتورسواری یاد بدهد و از آنها قول می‌گیرد تا پیش از پایان دبیرستان ازدواج نکنند. 

شیوه‌ی زندگی او و جسارتش برای دخترهای جوان و حتی پسرهای روستا جذاب است. در صحنه‌ای از فیلم پسرهای موتورسوار را می‌بینیم که از کنار ماشین او می‌گذرند، برایش دست تکان می‌دهند، می‌گویند به او رأی داده‌اند یا دخترهایی که شال هم‌رنگ پوشیده‌اند تا نماد ستاد انتخاباتی کوچک او باشند. 

برای سارا شاهوردی، مبارزه یک پروژه و موفقیت شخصی نیست، او دیگران را هم با خود پیش می‌برد و از موقعیتش استفاده می‌کند تا زیر پای دخترها و زنان روستا هم نردبان بگذارد؛ گاهی با پافشاری بر حفظ مهر شورای روستا به عنوان نماد قدرت، و گاهی با مذاکره‌ی نرم بر سر تقسیم مالکیت خانه بین زن و مرد خانواده در مقابل تخفیف مجوز گازکشی خانگی. 

فیلم مستند «شکافتن صخره‌ها» محصول سال ۲۰۲۵ است اما سارا خاکی گفته است که تولید و فیلمبرداری آن را از سال ۲۰۱۷ شروع کرده است. ما از نحوه‌ی حضور اهالی روستا در مقابل دوربین و طرح بحث‌های شخصی بدون نگرانی از حضور غریبه‌ای که «دوربین» است، می‌فهمیم که سازندگان این فیلم توانسته‌اند، به یکی از اهالی روستا تبدیل شوند. 

روزی که فیلمبرداری تمام می‌شود و سارا خاکی و محمدرضا عینی روستای بزین را ترک می‌کنند وضع روستا زیر و رو نشده، سنت‌ها همچنان قدرتمندند و مقاومت‌ها ادامه دارد. اما نشانه‌های روشنی از تغییر دیده می‌شود: حالا دختران با اعتماد بیشتری درباره‌ی آینده‌شان صحبت می‌کنند، بعضی خانواده‌ها درباره‌ی ازدواج زودهنگام دخترانشان تجدیدنظر کرده‌اند، حضور زن‌ها در فضای عمومی کمی پذیرفته‌تر شده است و تغییر شرایط چنان که آرزوی سارا شاهوردی است، مانند شکافتن صخره دشوار است اما فیلم به ما می‌گوید ناممکن نیست. هر تغییر اجتماعی اغلب با یک فرد مصمم شروع می‌شود که حاضر است در برابر وضعیت موجود بایستد و چرخه‌ی قدرت را حتی در حد تغییرات کوچک روزمره به نفع زنان بچرخاند.