دانش‌اندوزی در زمان جنگ

سی. اس. لوئیس

اگر می‌خواستیم همه‌ی فعالیت‌های صرفاً فرهنگی را تا زمان رفع نوعی خطر قریب‌الوقوع یا بی‌عدالتیِ فاحش به تعویق بیندازیم، به اندازه‌ی کافی دلایل قانع‌کننده داشتیم. اما بشر مدت‌ها قبل تصمیم گرفت که این دلایل ظاهراً موجه را نادیده بگیرد.

 

مستندسازی که تروریست‌ها را فریب داد

اِیبراهام ریزمَن

در اوایل مستند از پدران و پسران، ساخته‌ی طلال دِرکی، سکانسی وجود دارد که مو به تنِ بیننده سیخ می‌کند. یک پسربچه‌ی یازده-دوازده‌ ساله‌ی شادمان، پرنده‌ای را پیدا می‌کند و به پدرش نشان می‌دهد. پدر به او توصیه می‌کند که پرنده را بکشد تا اعضای خانواده آن را بخورند. پسربچه پس از کشتن پرنده نزد پدرش برمی‌گردد و با خوشحالی به او خبر می‌دهد که پرنده را کشته است. به پدرش می‌گوید، «سرش رو به پایین خم کردیم و بریدیم، مثل همون کاری که شما، بابا، با اون آقاهه کردید.»

اسفند ۱۳۵۷: تظاهرات شش روزه‌ای که حجاب اجباری را به تعویق انداخت

مریم حسین‌خواه

با سقوط حکومت محمدرضاه شاه در سال ۱۳۵۷ جنبش زنان در ایران به تمامی تغییر شکل داد. گروه‌های زنان فعال در دوران پهلوی که اکثریت‌شان عضو «سازمان زنان» بودند، فعالیت‌شان را متوقف کردند و گروه‌های جدیدی که اعضای‌شان دیدگاه و پیشینه‌ای متفاوت از انجمن‌های پیشین داشتند، اعلام موجودیت کردند.

اینترنت و پوپولیسم به توطئه‌باوری دامن می‌زنند

جان ناتِن

توطئه‌باوری به طور کلی در رسانه‌های گروهی انعکاس بدی داشته است. وقتی این اصطلاح را می‌شنویم به یاد آدم‌های عجیب و غریبی می‌افتیم که کلاهی از زرورق بر سر می‌گذارند تا موجودات فضایی نتوانند فکرشان را کنترل کنند، موجوداتی که به عقیده‌ی این آدم‌ها پا به زمین گذاشته‌اند اما دولت‌ خبر ورودشان را مخفی نگه داشته است.

سیر و سیاحتی تصویری در خلیج فارس و عراق در سال ۱۹۰۶

لوئیس آلدِی

در نوامبر ۱۹۰۶، ویلفرید مالِسون، افسر اداره‌ی اطلاعات ارتش بریتانیا، برای جمع‌آوری اطلاعات از سیملا در هند رهسپار خلیج فارس و منطقه‌ای شد که مقام‌های بریتانیایی «عربستان تُرکی» می‌خواندند (جنوب عراق کنونی، که در آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود.) در آن وقت بریتانیا قدرت امپریالیستی حاکم بر خلیج فارس بود و می‌خواست بفهمد در مناطق شمالی خلیج فارس که تحت سلطه‌ی عثمانی‌ها بود، چه خبر است. گزارش مالسون درباره‌ی این سفرتصویر جذابی از این منطقه در آن زمان ارائه می‌دهد.

نوجوانان تبهکار در ناپل، شهر بی‌دفاع

دبرا یانگ و کاترین برامویچ

کامورا، که چندی پیش در جشنواره‌ی ونیز نمایش داده شد، مستندی جذاب است که به شکل‌گیری دارودسته‌های تبهکار در ناپل می‌پردازد. نمایش این فیلم با انتشار رمان جدید روبرتو ساویانو هم‌زمان شده است. دوازده سال قبل، ساویانو با چاپ اثر افشاگرانه‌ای با عنوان گومورا توجه جهانیان را به شبکه‌ی تبهکاریِ سازمان‌یافته در ناپل جلب کرد و از آن پس به زندگی در خفا و تحت حفاظت پلیس ادامه داده است. آن‌چه می‌خوانید نقدی بر کامورا و گفت‌وگوی جدیدی با ساویانو است.

بی‌دلیل عقیده داشتن از نظر اخلاقی نادرست است

فرانسیسکو مِخیا اوریبه

احتمالاً هرگز نام ویلیام کینگدون کلیفورد را نشنیدهاید. او در 33 سالگی از دنیا رفت و از بزرگان فلسفه محسوب نمی‌شود. اما نمیتوانم شخص دیگری را تصور کنم که ایدههایش تا این اندازه به عصر شبکهای و دیجیتالی ما مرتبط باشد. ممکن است عجیب به نظر برسد زیرا از شخصی صحبت میکنیم که مهمترین اثر فلسفیاش مقالهای است که تقریباً 150 سال پیش و در عصر ویکتوریا نگارش یافته است.

در باب فایده‌های غم و اندوه

دینسا سچن

ملیسا برودر نویسنده‌ی آمریکایی از سال ۲۰۱۲ در حساب توئیتری خود به نام «امروز خیلی غمگینام»، برش‌هایی از واقعیت زندگی‌ روزمره‌اش را منتشر می‌کند. حساب توئیتری او جنجالی شده و بیش از 675000 دنبال‌کننده جذب کرده است و به این ترتیب بود که کتاب مقالات شخصی برودر درباره‌ی مشکلات سلامت روانی‌اش نیز که در سال ۲۰۱۶ به بازار آمد، «امروز خیلی غمگینام» نام گرفت.

آگنی‌یِژکا هولند: شاید به آزادی بیش از حد بها داده‌ایم

کریستیَن دیویس

آگنی‌یژگا هولند، کارگردان نامدار لهستانی، در مجموعه‌ی تلویزیونیِ «۱۹۸۳» لهستانی خیالی را به تصویر کشیده که کمونیسم در آن سقوط نکرده است. اما آیا این خیال‌پردازیِ تیره‌وتار درباره‌ی اقتدارگراییِ خزنده به واقعیت نزدیک نیست؟

آیا می‌توان فیلسوفان نژادپرست و زن‌ستیز را تحسین کرد؟

جولیِن باگینی

این که ما می‌توانیم و باید «مستقل» بیندیشیم، آرمانی منطقی است؛ این را نباید با این توهم غیرمنطقی خلط کرد که می‌توانیم کاملاً «مستقل» بیندیشیم. محیط ما چنان تأثیر ژرفی بر تفکرمان دارد که اغلب از آن غافل‌ایم. وقتی می‌شنویم که بزرگانی مثل کانت و هیوم هم فرزند زمان خود بودند، می‌فهمیم که حتی بزرگترین ذهن‌ها نیز می‌توانند از اشتباهات و شرارت‌های زمان‌شان غافل باشند.

در باب اهمیت رمان در عصر خشم

الیف شفق

برای نویسندگان، «ما» و «آن‌ها»یی وجود ندارد بلکه فقط انسان‌‌هایی وجود دارند با گفته‌ها و ناگفته‌های‌شان. وظیفه‌ی نویسنده اعاده‌ی انسانیت به آن‌‌هایی است که انسانیت‌زدایی شده‌اند. رمان مهم است چون در دیوار بی‌تفاوتی‌ای که ما را احاطه کرده، روزنه‌هایی کوچک ایجاد می‌کند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌رمان‌نویسان باید بر خلاف جریان آب شنا کنند و این ضرورت هیچ وقت مثل امروز آشکار نبوده است.

پوپولیسم چگونه به روح زمانه تبدیل شد؟

کاس موده

واژه‌ی «پوپولیسم» در قرن بیستم به ندرت به کار می‌رفت؛ پوپولیسم واژه‌ای بسیار تخصصی بود که صرفاً توسط مورخان آمریکایی برای توصیف پوپولیست‌های کشاورز میانه‌ی قرن نوزدهم به کار می‌رفت. من در میانه‌های دهه‌ی 1990 توجهم به این واژه جلب شد، یعنی وقتی برای نگارش پایان‌نامه‌ام سرگرم تحقیق درباره‌ی پدیده‌ای بودم که آن روزها هنوز «افراط‌گرایی دست‌راستی» خوانده می‌شد.

می‌شود مردم را زوری به بهشت سبز برد؟

علیرضا اشراقی

آیا حمایت و حفاظت از محیط زیست با دموکراسی و حقوق ‌بشر تعارض دارد؟ به نظر که چنین نیست؛ در اسناد سازمان‌ ملل، این‌ها در یک‌راستا و مقوم یکدیگر تعریف شده‌اند. روندهای سیاسی در کشورهای مختلف جهان هم عملاً همین را نشان می‌دهد. اما تظاهرات دنباله‌دار جلیقه‌زردها در فرانسه سویه‌ی دیگری از ماجرا را نشان می‌دهد.

بازگشت به دوران دولت-شهر

جِیمی بارتلت

اگر 1500 سال پیش در جنوب اروپا به دنیا آمده بودید، فکر می‌کردید که امپراتوری روم تا ابد برقرار خواهد بود. هر چه باشد، این امپراتوری هزار سالی دوام آورده بود. و با این حال، پس از یک دوره رکود اقتصادی و نظامی، از هم پاشید. در سال ۴۷۶ میلادی به کلی از بین رفت. برای اتباع آن امپراتوری قدرتمند چنین رویدادی حتماً باورنکردنی بوده است.

 

 

 

از جنبش‌های مردمی در اروپای شرقی چه می‌توان آموخت؟

ناتالی نوگِرِد

این روزها شاید چشم‌انداز اروپا تیره و تار به نظر برسد: بریتانیا به علت برگزیت در حال سقوط دائمی است، موقعیت امانوئل مکرون و آنگلا مرکل تضعیف شده است، و بدیهه‌پردازیِ نه چندان خنده‌دارِ راست افراطی در ایتالیا روز به روز بدتر می‌شود. اما اگر کمی آن سوتر به شرق بنگریم با اخبار خوبی روبه‌رو می‌شویم. در اروپای مرکزی، به نظر می‌رسد که جنبش‌های دموکراتیک مردمی در حال پیشروی هستند.

«اضطراب کتاب‌خانه»: وقتی کتاب‌خانه دیگر «پناهگاه امن» نیست

فرناز سیفی

کتاب‌خانه‌ها هم مثل خیلی مکان‌ها و پدیده‌های دیگر، سویه دیگری هم دارند که برای بعضی نه تنها خوشایند نیست، که ترسناک است و اضطراب‌آور. وقتی اینترنت فراگیر شد، فرض ابتدایی این بود که اضطراب کتاب‌خانه کاهش پیدا خواهد کرد. واقعیت اما از جنس دیگری است. حالا دیگر تایپ یک کلیدواژه و یک کلیک برای جستجو در گوگل، ده‌ها صفحه نتیجه را جلوی چشم متقاضی می‌گذارد.