تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
در دههی 1970 چند ناراضیِ سیاسی در ترکیه ناپدید شدند اما این کودتای سال 1980 بود که شکل جدیدی از خشونت سیاسی را در حوزهی عمومی ترکیه رواج داد زیرا نیروهای نظامی و شبهنظامی شروع به دستگیری، شکنجه و سربهنیست کردن مخالفان-عمدتاً- در زندانها، کلانتریها، و شکنجهگاهها کردند. در دوران کودتا و پس از آن افرادی در سراسر کشور شکنجه و ناپدید شدند. اما این امر، بهویژه در دههی 1990، در بخش شرقی ترکیه، که اکثر جمعیت آن را کردها تشکیل میدهند، سازمانیافتهتر بود.
کولیها همواره و از دیرباز در حال جابهجایی و مهاجرت به دنیاهای جدید بودند، و همین آوارگی موجب آمیزش آنها با فرهنگهای و ملیتهای دیگر شد و غنای منحصربهفردی به آنها بخشید که جاذبهای استثنائی برای هنرمندان اروپایی داشت. «موزهی ملی تاریخ مهاجرت» فرانسه با نمایش آثار تصویری و چیدمانهایی از هنرمندان و عکاسان برجسته به دنبال ثبت پویای این تاریخ در حال تکوین برای مخاطبان امروزی و نسلهای آینده است.
ایگور گولومستاک در کتاب «هنر توتالیتر» زمینهها و روند پیدایش این نوع هنر و سرانجامِ آن را به بحث گذاشته است. او به نمونههای متعددی از هنر توتالیتر در اتحاد جماهیر شوروی، آلمان نازی، ایتالیای فاشیستی، چین مائوئیستی، و نظام بعثی در عراق پرداخته است. این مقاله در صدد بررسی نمونههای این نوع هنر در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
آیا میشد کمونیسم به سبک شوروی را با کرامت و آزادی افراد وفق داد؟ در سال 1968 الکساندر دوبچِک، رهبر حزب کمونیست چکسلواکی، در پیِ یافتن پاسخ این پرسش برآمد و برنامهی ایجاد فضای باز را شروع کرد، برنامهای که میگفت «چهرهای انسانی به سوسیالیسم» خواهد بخشید. این برنامه به احیای آزادی سیاسی و فرهنگیای انجامید که مدتها از سوی رهبران حزبیِ وفادار به شوروی نادیده گرفته شده بود.
یک عکاس کنجکاو، با پرسهزنی در خیابانها و سرک کشیدن به خانههای متروک و خالی تهران، به ثبت تصاویر جذابی از این خانهها پرداخته و آنها را در نمایشگاهی با عنوان «متروکههای تهران» به نمایش گذاشته است.
حدود بیست سال پیش وقتی نخستین چاپ کتابم، مشروطهی ایرانی و پیشزمینههای نظریهی ولایت فقیه در لندن منتشر شد، نسخهای از آن را به مصطفی رحیمی، حقوقدان، نویسنده و مترجم برجستهی ایران پیشکش کردم و به همت مسافری به ایران فرستادم تا حتماً به او برسد. رحیمی پس از مطالعهی کتابم، نامهای به من نوشت و به نقد و بررسی آن پرداخت.
کارهای «دودنیک» را اولین بار به طور کاملاً اتفاقی در صفحهی ایسنتاگرامش دیدم. تا قبل از آن حتی نمیدانستم چیزی به نام «روباندوزی» به آن سبک و سیاق متفاوت وجود دارد. دریچهی تازهای رو به ذهنم باز شده بود، آنقدر که تا نیمهشب بیدار ماندم و هر چهارصد و پنجاه عکسی را که به اشتراک گذاشته بود به دقت دیدم.
دیدار دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، و کیم جونگ-اون، رهبر کرهی شمالی، برای خلع سلاح هستهای و بهبود روابط کرهی شمالی و کرهی جنوبی در ماههای اخیر این امیدواری را در بین برخی از مهاجران کرهای ایجاد کرده است که شاید در آینده شاهد اتحاد دوبارهی دو کره باشیم. یک نویسندهی آمریکایی که پدر و مادرش از جنگزدگان کرهی شمالیاند، با مرور خاطرات خانودگیاش، به تأمل در این باره میپردازد.
واقعاً نمیدانم چطور نویسنده شدم. میتوانم به تاریخها و واقعیتهای مشخصی دربارهی پیشهام اشاره کنم. اما باز خودِ این فرایند مرموز میمانَد. برای مثال، معلوم نیست چرا ابتدا باید بلندپروازی-میل به نویسندگی و دستیابی به شهرت و افتخار- به سراغم آمده باشد، آنهم مدتها پیش از این که چیزی برای نوشتن به فکرم برسد.
تحریمهای اقتصادی مؤثر نیستند اما تأثیر مخرب دارند. مؤثر نیستند، چون اغلب، اهداف کشور تحریمکننده را برآورده نمیکنند. تأثیر مخرب دارند چون به نقض بیشتر حقوق بشر در کشور تحریم شده میانجامند، دموکراسی و گذار به آن را تضعیف میکنند، فساد و خلافکاری را گسترش میدهند و به نابرابری اقتصادی دامن میزنند.
پوپولیسم باید مدافعان دموکراسی لیبرالی را مجبور کند که به نارساییهای کنونی در نظام نمایندگی جدیتر بیاندیشند. علاوه بر این، باید آنها را وادار کند که به مسائل اخلاقیِ کلیتر بپردازند. معیارهای تعلق به یک واحد سیاسی چیست؟ چرا کثرتگرایی را باید حفظ کرد؟ و چگونه میتوان دغدغههای رأیدهندگان به پوپولیستها را جدی گرفت و آنها را شهروندانی آزاد و برابر شمرد، و نه بیمارانی متأثر از سرخوردگی، خشم، و نفرت؟
آیا رسانهها میتوانند با پوشش واقعیت و تأکید بر این رسالت، نظر مخاطبان خود را تغییر دهند؟ وقتی پیوسته در معرض اخبار تلخ و ناگوار قرار میگیریم چه پیامدهای روانی و جسمی در انتظار ماست؟
منشور کوروش سابقه و رزومهی بحث حقوق بشر مدرن است از آن رو که بحث و گفتاری در منقبت آدمی است. حقوق بشر را آغاز این بوده است. به عبارت دیگر آدمی آدمی است در هر مقامی که هست، چه تابع چه متبوع، چه پیروز و چه مغلوب و این را کم نگیریم.
اعتراضها به مشکلات معیشتی و حجاب اجباری، چه تأثیری بر جنبش زنان در ایران گذاشتند؟ آیا این دو حرکت، که زمستان گذشته خیابانهای ایران را تکان دادند و پسلرزههای آنها هنوز ادامه دارد، میتوانند نیروهای جدیدی را به جنبش زنان اضافه کنند و استراتژیهای آن را تغییر دهند؟
ما زندانیان نیز اخباری را میشنویم. اعتراضهای خیابانی، دستگیری و بازداشت، و بازداشت و بازداشت که شاهد آن هستیم. در کنج عزلت و زندان به رؤیاهایم پناه میبرم.
در سالهای اخیر، خشکسالی دامن بسیاری از روستاهای ایران از جمله روستای زیلایی در استان کهکیلویه و بویراحمد را گرفته است. علاوه بر خشکسالی، فقر، بیکاری، فقدان زیرساختها و امکانات لازم، از جمله دلایل مهاجرت اهالی روستاهایی مثل زیلایی است. این روستاها در حالی به طور فزاینده خالیتر و خلوتتر میشود که این منطقه سرشار از منابع ثروت است. زیلایی شاید آب نداشته باشد اما نفت دارد، نفتی که البته فایدهای برای اهالی ندارد. نفتی که نه نانی شده است، نه مدرسهای برای کودکان و نه جادهای برای مسافران.
کمترین نرخ مشارکت نیروی کار زنان در جهان به کشورهای عربی تعلق دارد. با توجه به نرخ 48.7 درصدی مشارکت زنان در سطح جهان، مشارکت 21 درصدی زنان در این منطقه نوعی عقبماندگی محسوب میشود. با وجود افزایش دسترس زنان به آموزش در کشورهای عربی، زنان عرب با نرخ بالای بیکاری مواجهاند، به ویژه زنان جوان و تحصیلکرده. وضعیت مشارکت نیروی کار زنان معضلی است که به بحثهای داغی دامن زده است.
بیش از چهار سال است که «لایحهی تأمین امنیت زنان» از سوی فعالان حقوق زنان ایران و برخی نمایندگان مجلس دنبال میشود، اما هنوز به تصویب نرسیده است. از قرار معلوم، این لایحه در قوهی قضائیه در حال بررسی است و برخی از مواد آن نیز حذف شده است. زنان ایران هنوز چشم به راه تصویب لایحهای هستند که، با معرفی انواع خشونت علیه زنان، راهکارهای قانونی برای احقاق حقوق آنان و برقراری عدالت بین مرد و زن ارائه میکند.