روایتی از ۹ روز زندگی زیر باران بمبهای تهران: «ما رها شدهایم؟»
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
در منشور کوروش به سربازان توصیه شده است که تفتیش عقاید نکنند و به دین و مذهب مردم کاری نداشته باشند یا برای رفتار با اسیران نوعی موازین حقوق بشری تعریف کرده و این قوانین در تمام جغرافیای تحت فرمانروایی او به طور یکسان لازمالاجرا بود. به همین دلیل، در تمام پهنهی ایران بزرگ یک جرم مشخص، مجازات مشخصی داشت.
هووی برتون در شانزده سالگی به قتل مادرش اعتراف کرد. وقتی پلیس شهر نیویورک بازجویی از او را آغاز کرد، هنوز از کشف جسد مادرش در شوک بود. بعد از ساعتها تهدید و ترغیب، به مأموران پلیس همان چیزی را که میخواستند بشنوند گفت، اما کمی بعد از اعتراف خود پشیمان شد. او میدانست که بیگناه است و امیدوار بود نظام قضایی او را تبرئه کند.
حافظهی تاریخ وقایع خوب و بد را به خاطر خواهد داشت. آتن سقراط را به مرگ محکوم کرد تا از گزند زبانش مصون شود حال با روح پرسشگرش چه کند؟ حال با پرسشهای فرزندان خود از سقراط چه کند، اینکه که بود و چه گفت و چرا به مرگ محکوم شد؟ در پی چه بود که زندگی در نظرش بیبها شد؟ مگر میتوان در پی حفظ جان نبود و زندگی را بیمعنا شمرد؟ آن چیست که میتوان با آزادگی جان خود به آن تسلیم کرد؟
عربها، ارامنه، کردها، کلیمیان، بلوچها، زرتشتیان، ترکمنها و دیگر ایرانیانی که فارس و مسلمانِ شیعه نیستند، چه سهمی از ادبیات داستانی مدرن در ایران دارند و چه تصویری از آنها در ادبیات ارائه شده است؟
تمام جنبشهای انقلابی و جنبشهای آزادیبخش ملی مدعی خلقِ زن و مردی نویناند. شهروند فرانسوی مظهر نوین بودن انقلاب فرانسه بود. انسان نوین شوروی یک کارگر بود و کمی بعد، کارگری شد که از فرط کار از دیگر کارگران پیشی میگرفت. الجزایری نوینِ مورد نظر فرانتس فانون جنگجویی بود که بعدها جای خود را به یک تروریست داد. پس از قرنها که یهودیان از زمین بیبهره مانده بودند، یهودی نوین، یک کشاورز مهاجر بود.
علاء الأسوانی، نویسنده و جستارنویس بزرگ مصری که دو رمانِ عمارت یعقوبیان و شیکاگوی او به زبانهای متعددی ترجمه و دستمایهی دو فیلم سینمایی شده، اخیراً تازهترین اثر خود را که جستاری با عنوان سندروم دیکتاتوری است منتشر کرده است. علاء الأسوانی به علت انتقاد از دولتهای حسنی مبارک، محمد مُرسی و سرانجام ژنرال سیسی، رئیسجمهور کنونیِ، مجبور به ترکِ مصر شده و به تبعیدی خودخواسته در ایالاتِ متحدهی آمریکا تن در داده است.
شاهنشاهی ساسانی، در دوران شکوفاییاش در حدود سال ۶۲۰ میلادی بر گسترهای از اورشلیم در غرب تا سمرقند در شرق فرمانروایی میکرد. کاخ شاهنشاهی در شهر باستانی تیسفون، نزدیک بغداد امروزی، کانون سیاسی این پادشاهی پهناور بود و مذهب رسمیاش، کیش باستانی ایرانی، آیین زرتشتی بود. در نمادشناسی شاهی، شاه ساسانی با اورمزد، خالق خوب یا خدا، در پیوند بود.
از اواخر سال 2018 به این طرف، گزارشهایی منتشر شده است مبنی بر این که چین مشغول ساختن شبکهی وسیعی از اردوگاهها در منطقهی خودگردان اویغور در استان سینکیانگ (شینجیانگ) است. این اردوگاهها برای نگهداری صدها هزار ــ و بر اساس بعضی حدسیات، میلیونها ــ نفر از مسلمانان اویغور ساخته میشود؛ کسانی که مظنون به حمایت از تظاهرات علیه نهادهای دولتی یا حمله به آنها هستند.
شیوع ویروس کرونا، بیکاریِ فزاینده، افزایش نابرابریهای اقتصادی، و تشدید وضعیت اضطراریِ تغییرات اقلیمی تنها ویژگیهای مهم سال ۲۰۲۰ نبودهاند. جرائم ناشی از نفرت هم به طرز نگرانکنندهای در سراسر دنیا افزایش یافته است.
منظورم از فدرالیسم جهانی وضعیتی است که ملتهای جهان با میل و رضایت خود گرد هم میآیند و در قالب یک ابرملت فدرال به وحدت میرسند. با این اقدام، آنها به تشکیل یک دولت مرکزی تن میدهند و رضایتمندانه بخشی از قدرت خود را به آن واگذار میکنند. البته این دولت مرکزی مرجعیت و اقتدار محدودی دارد تا بتواند برای برطرف کردن نیازها و چالشهای جمعی این ملتها اقدام کند.
نظم بینالملل در روند تطور خود از قبیله و دولتشهر و امپراتوری، از زمان امضای قرارداد وستفالی در سال ۱۶۴۸ وارد مرحلهی دولت-ملت یا همان واحدهای سیاسی ملی شده است. تشکیل دولت-ملتها نوعی گسست حقوقی و سیاسی نسبت به دوران پیش از خود به وجود آورده است به طوری که حق برابر و برابریِ حقوقی را برای تمام اتباع، صرفنظر از تفاوتهای عقیدتی و سیاسی آنان در روندی تاریخی متحقق کرده است که از آن به نام حقوق شهروندی یاد میشود.
بدیهی است که کسی که از گذشته درس نگیرد محکوم به تکرار آن است. اما به ندرت توضیح داده میشود که دقیقاً تاریخ چگونه میتواند در ساختن آیندهای بهتر به ما کمک کند. البته این امر مانع از آن نمیشود که تاریخنگارانی چون یووال نوح هراری نتوانند به رهبران جهان در داووس توصیههایی ارائه کنند یا دانشمندانی مانند جِرد دایموند کتابهای پرفروشی دربارهی فروپاشی جوامع سنتی ننویسند.
شیوع ویروس کرونا سبب شده است که با شرمساری به روشنی دریابیم که دنیا به شکل هولناکی بههمریخته است. کسانی که ما را سرِ پا نگه داشتهاند نه مدیران صندوقهای پوشش ریسک یا سرمایهگذاران مخاطرهجو بلکه کارکنان بخش مراقبتهای درمانی، نظافتچیها، رانندگان اتوبوس و کارکنان سوپرمارکتها هستند که همگی حقوق کمی دریافت میکنند.
شوهر هاجره حسینبُر، زن ۲۰ سالهی بلوچ او را کشت و نزدیکان شوهرش گفتند که مسئله ناموسی بوده است. وقتی خانوادهی هاجره به بیمارستان رسیدند، پزشک بیمارستان به آنها گفت که دخترشان زجرکش شده است. شوهرش، پیکر نیمهسوختهاش را به بیمارستان رسانده و گفته بود که اتوموبیل تصادف کرد و شعلهور شد و هاجره در ماشین سوخت. اما چنین قتل فجیعی نه در اخبار مطرح شد و نه توانست توجه افکار عمومی را به قتلهای ناموسی، بهویژه در سیستان و بلوچستان که یکی از بالاترین آمار زنکشی به بهانهی ناموس را دارد، جلب کند.
با وجود آن که اصطلاح «اگزیستانسیالیسم» در دههی ۱۹۴۰ ابداع شد اما کیرکگور را میتوان نخستین اگزیستانسیالیست دانست زیرا تأکید داشت که برای مهمترین پرسشهای زندگی ــ چگونه باید عمل کرد؟ چه باوری باید داشت؟ ــ نمیتوان با تفکر انتزاعی پاسخی یافت.
موقعیت ترکیه به عنوان پلی میان خاورمیانه و آسیای مرکزی و اروپا، این کشور را به معبری برای مهاجرت از کشورهای شرقی به غربی تبدیل کرده است. در طول تاریخ هم آناتولی مسیر گذر مهاجرتهای جمعی و میزبان میلیونها مهاجر بوده است. البته این مهاجرتها که دلایل و پیامدهای گوناگونی دارند، در نهایت در پیدایش جغرافیای رنگارنگ آناتولی هم مؤثر بودهاند. اما در چند سال اخیر وضعیت پناهجویان در ترکیه به مسئلهای ملی و بینالمللی تبدیل شده است.
زیر و بمها و باید و نبایدهای برگزاری یا تعویق کنکور در ایرانِ کرونازده، حذف و جایگزینی آن با روشهای دیگر و همچنین شیوههای پذیرش دانشگاهها در دیگر کشورها را با مهدیه گلرو، فعال دانشجوییِ برابریخواه که در ایران از تحصیل محروم و بارها زندانی شده و به تازگی به سوئد مهاجرت کرده، بررسی کردهایم که در ادامه میخوانید.
بیایید دیگر خود را گول نزنیم: اکثر سرمایهگذاران وقتی به حالِ خود رها شوند، نه به کرامت کارکنان اهمیت خواهند داد و نه در مبارزه با فاجعهی زیستمحیطی پیشگام خواهند شد. گزینهی دیگری وجود دارد: شرکتها را دموکراتیک کنیم؛ کار را کالا نپنداریم؛ انسانها را منبع نشماریم.