تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
ممنوعیت تولید یا مصرف بعضی از کالاها پدیدهی جدیدی نیست و در فرهنگها و سنّتهای گذشته وجود داشته است. مثلاً بعضی از ادیان خوراک یا نوشیدنی هایی را حرام کردهاند. اما مواد مخدّر و در کل، مواد اعتیادآور، مثل هروئین، کوکائین، ماریجوانا، الکل، و سیگار، معمولاً مشمول ممنوعیت قانونی و شرعی نیز بودهاند. هدف این مقاله، اما، طرح و تحلیل گفتمان ممنوعیت و آزادسازی مواد مخدّر از دیدگاه اقتصادی و سیاسی است.
صدای غرش بالگرد که از ساختمان جدید و ۲۹ طبقهایِ کاخ ریاست جمهوری اوو مورالس برمیخیزد کبوتران میدانی در آن نزدیکی را فراری میدهد. برای منتقدان مورالس، که طولانیترین دوران رهبری در بولیوی را داشته، این ساختمان شیشهای که به محل فرود بالگرد نیز آراسته است، نشانهی نگرانکنندهای از خودشیفتگی فزایندهی رئیسجمهور است.
باغ آنجاست که میخواهی در آنجا باشی، در آن بمانی و هرگز آن را ترک نکنی، فلسفه و در حقیقت تفکر نیز مقامی است که میخواهی در آن بمانی، درنگ کنی و آن را لحظهای پایدار میخواهی. این دو همیشه شوق ماندن در جایگاهشان را در ما برمیانگیزند و از آن رو که هر دو بر خلود و جاودانگی تأکید میکنند مثل هماند.
سفانه محقق نیشابوری مدرس مطالعات زنان و فرهنگهای اسلامی در دانشگاه کلگری، و پژوهشگر دورهی دکترای ادبیات تطبیقی در دانشگاه آلبرتا کانادا است. او پژوهش دکترای خود را با تمرکز بر پنج سفرنامهی باقیمانده از زنان دوران قاجار انجام داده است. با محقق نیشابوری دربارهی چگونگی مقاومتهای روزمرهی زنان قاجار، تفاوتهای خاطرهنویسی و شیوههای انتقاد آنها با مردان همدورهی خود و تأثیر خردهمقاومتهای این زنان گفتگو کردیم.
۸۰ سال از وخیمترین ــ و ناشناختهترین ــ بحران پناهندگیِ اروپا میگذرد اما خاطرهی «عقبنشینی» هنوز در ذهن مادلِن مورِنا زنده است. خانوادهی او در میان ۵۰۰ هزار اسپانیاییای بودند که پس از سقوط بارسلون به دست نیروهای فرانکو در اواخر جنگ داخلیِ اسپانیا در ۲۶ ژانویهی ۱۹۳۹ از طریق رشتهکوههای پیرِنهی شرقی به فرانسه گریختند، رویدادی که به یکی از بزرگترین مهاجرتهای جمعیِ دوران معاصر تبدیل شد.
احتمال اینکه فردی خود را «شهروند جهان» و عضوی از قبیلهی بشریت بشمارد برای چه کسی بیشتر است: آنکه در ناف نیویورک و لندن زندگی میکند، یا آن که در حاشیهی بیروت و موگادیشو سکونت دارد؟ یافتههای پژوهشی که اخیراً از سوی انجمن جامعهشناسی آمریکا تقدیر شد، توضیحات روشنگری در پاسخ به این پرسش ارائه میکند.
گسترش موج خشونت در دهههای اخیر در جوامع اسلامی، زمینهی طرح این پرسش را فراهم آورده است که آیا اسلام ذاتاً دینی نامتسامح است؟ آیا خشونت از خصوصیات ذاتی و جداییناپذیر این دین است یا امری عَرَضی است که گاهی با آن همراه میشود؟ و در صورت عرضی بودن، آیا منابع پدیدآورندهی آن الهیاتی هستند یا جامعهشناختی؟ به عبارت دیگر، برخی باورها و گزارههای دینی در اسلام ذاتاً به خشونت منتهی میشوند و یا خصوصیتهای اجتماعی برخی جوامع مسلمان به خشونت و عدم تسامح در دورهی کنونی انجامیده است؟
امروز تیانآنمن میدانی بیروح است که سربازان، نیروهای پلیس مخفی و هزاران دوربینِ تشخیص چهره آن را زیر نظر دارند. فقط کافی است که از این سو به آن سوی میدان بروید و دو انگشت خود را به نشانهی پیروزی بلند کنید تا چند ثانیهی بعد شما را به زور کف خیابان بخوابانند و کشانکشان برای بازجویی ببرند. ۳۰ سال قبل، ما جیان، نویسندهی چینی، پنج هفته را با معترضان در میدان تیانآنمنِ پکن گذراند. او در این مقاله از کسانی یاد میکند که در راه باورهایشان جان باختند.
ماه گذشته دانشگاه اروپای مرکزی در بوداپست میزبان یووال نوح هراری بود که طی یک سخنرانی چهرهی متفاوتی از ملیگرایی ارائه کرد. تفاوت بین ملیگرایی و مفاهیم رایج و مهمی چون فاشیسم، قبیلهگرایی و جهانیگرایی و رابطهی بین ملیگرایی و دموکراسی مباحث کانونی این سخنرانی بود. نوشتهی زیر ترجمهی این سخنرانی به زبان فارسی است.
استفاده از راهبردهای خشونتپرهیز دلایل اخلاقیِ فراوانی دارد. اما تحقیقات قانعکنندهی اریکا چِنووِت، متخصص علوم سیاسی در دانشگاه هاروارد، تأیید میکند که نافرمانیِ مدنی نه تنها انتخابی اخلاقی بلکه مؤثرترین راه شکل دادن به سیاست دنیا است.
مفهوم ملت و تاریخ شکلگیری آن، مفهوم هویت ملی و سویههای متفاوت آن و نیز پیوندش با ناسیونالیسم، موضوع قومیتها، اهمیت زبان و مبانی حقوق شهروندی از جمله مباحثی است که این بار با دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدادن و از مؤسسین جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر و رئیس کنونی فدراسیون بینالمللی نهادهای حقوق بشر در میان گذاشتیم.
جنبش زنان در افغانستان پس از سقوط نظام طالبان، با روی کار آمدن ادارهی موقت و حضور گستردهی جامعهی جهانی وارد مرحلهای جدید و پرشتاب شد. تصویب چندین قانون به نفع زنان، پذیرش کنوانسیون ۱۳۲۵ سازمان ملل متحد، تبعیض مثبت به نفع زنان در مناصب و ادارات دولتی، مشارکت فعال در بخشهای گوناگون جامعه، از دستاوردهایی است که نصیب زنان افغانستان شده است. با این حال، جنبش زنان افغانستان منتقدان زیادی دارد و آن را به فعالیتهای پروژهای تقلیل میدهند.
کوثر بن هنیه، مستندساز تونسی، در نخستین فیلم سینماییاش به موضوع مناقشهانگیزی پرداخته که مبتنی بر داستانی واقعی است ــ زنی که چند پلیس محلی به او تجاوز کردهاند باید تصمیم بگیرد که خاموش بماند یا به پاسگاه محلی برود و از مجرمین شکایت کند. او برای پرداختن به این موضوع سبک دشواری را برگزیده است که از نظر سینمایی مزیت آشکاری دارد؛ او رویدادهای این شب دراز و هولناک را در ۹ فصل روایت میکند، و هر فصل تنها از یک سکانسِ بلند تشکیل میشود.
شهرزاد مجاب پژوهشگر، فعال سیاسی و مدیر مطالعات برابری در دانشگاه تورنتو است. او با همکاری گروه پژوهشی-آموزشی خود در دانشگاه تورنتو، از سال ۲۰۱۶ سرگرم انجام پروژهای تعاملی با عنوان «جوانان، جنگ و مهاجرت» بوده است. در این پروژه ۳۸ جوانی مشارکت دارند که در پنج سال گذشته از آفریقای شمالی و خاورمیانه به علت مشکلات ناشی از جنگ به کانادا رفتهاند. با او در مورد تاریخچه، اهداف، روند، پیامدها و دستاوردهای این پروژه به گفتگو نشستم.
تتو تا سالها پیش در ایران ممنوع بود. این روزها بسیارند کسانی که دوست دارند بر بدن خود نقش بیندازند، و استودیوهای تتوی زیرزمینی مشتریان زیادی دارند. تتوکاران در خانههای خود و یا زیرزمینهای اجارهای، استودیو دارند و کار میکنند و به کمک صفحات اینستاگرامی پرمخاطب، هم نمونهی کارهایشان را به نمایش میگذارند و هم قیمت میدهند و هم وقت و قرار مراجعه میگذارند.
همه چیز از آن امضا شروع شد. یک دفتر بزرگ گذاشتند جلوی من و گفتند امضا کن. من هم امضا کردم. مثل همهی دیگرانی که میشناختم و قبل از من آن را امضا کرده بودند. چه میدانستم که این امضا یعنی چی. انگار هیچکس نمیداند، وگرنه چطور میشود آدم بالغ و عاقل، به اختیار خودش سندی امضا کند که اجازهی عبور و مرورش را بدهد دست یکی دیگر و اگر با همان آدم صاحبِ اجازه همخوابگی نکند، نان شب هم به او ندهند.
یک بعدازظهر گرم تابستانی در سال ۱۹۵۲، وقتی ادوارد سعید به عادت بعدازظهرهای آن دوران، کنار مادرش نشسته بود و با او حرف میزد، مادرش ناگهان بدون اینکه این جمله ربطی به موضوع صحبتشان داشته باشد، آرام و تلخ گفت: «تکتک بچههایم، اسباب ناامیدیاند...همهی آنها.» تکجملهای که تا آخر عمر، بسان طوقی دور گردن ادوارد سعید باقی ماند و رنجی شد ماندگار. تا سالها بعد، تا وقتی که مادرش زنده بود، هر چند سال یکبار از مادرش میپرسید: «چرا؟ چرا همهی ما اسباب ناامیدی شدیم؟ مگر چه کردیم و چه باید میکردیم که نکردیم؟»
«از زمانی که من، همراه با ۱۷.۴ میلیون بریتانیایی دیگر، به خروج از اتحادیهی اروپا رأی مثبت دادم، حدود سه سال میگذرد. امروز میخواهم اقرار کنم که طرح برگزیت شکست خورده است.» این جملات آغازین مقالهی پیتر اوبورن، ستوننویس روزنامهی «دِیلی مِیل»، است که در آن توضیح داد چرا نظرش دربارهی برگزیت عوض شده است. این مقاله بسیار دست به دست شد و جلب توجه کرد چون نمونهی نادری از اقرار علنی به تغییر عقیده است.