تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
ادوارد سعید (۱۹۳۵-۲۰۰۳) متفکر فلسطینی-آمریکایی و استاد سابقِ ادبیات در دانشگاه کلمبیا در آمریکا است. او در سال ۱۹۹۶ در دانشگاه ماساچوست در اَمهرست سخنرانیای در باب مقاله و کتاب ساموئل هانتینگتون دربارهی «برخورد تمدنها» ایراد کرد.
زندگیِ آزاده را بازداشت پدر و مادرش در ایران و تلاشهایش برای آزادی آنها تغییر داد و زندگی یاسمن را جنگ در یمن که همهچیزش را از او گرفت. این دو زن جوان در برنامهای که چندی پیش از سوی گروه «ابتکار عمل برای حقوق زنان» در اسلو برگزار شد، با روایت داستانهای زندگی خود، به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش بودند که «صدای زنان، چطور میتواند خاورمیانه را تغییر دهد؟»
اکنون سیاستگذاران از لزوم گسترش چشمگیر انرژی هستهای برای مقابله با تغییرات اقلیمی سخن میگویند. پیش از ورود به عصر هستهایِ جدید باید به اسناد مربوط به پروندههای پزشکیِ چرنوبیل توجه کنیم. این اسناد محرمانه که در اختیار عموم قرار گرفتهاند پرسشهایی را دربارهی تأثیرات بلندمدت مقادیر اندک مواد رادیواکتیو بر سلامتی انسان مطرح میکنند که تا کنون بیپاسخ ماندهاند.
عادتها را باید چیزی بیش از امور عادیِ محض، تمایلات و رفتارهای خاص بدانیم. آنها دربرگیرندهی هویتها و اخلاق اجتماعی ما هستند؛ آنها به ما یاد میدهند که چگونه بر اساس ایمان و باورهای خود عمل کنیم؛ اگر هیوم را برحق بدانیم، عادتها دستکم جهان را یکپارچه میکنند.
در سلسله گفتگوها دربارهی آیندهی ایران این بار از حسن یوسفی اشکوری پرسیدهایم چه تجربیاتی در فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایرانیان پشتوانهی سازندگی در ایران آینده است؟ دین، جریانهای سکولار و ایرانیان خارج از ایران چه سهم و جایگاهی در شکلگیری ایران آینده دارند؟ آرزوها و ارزشهای مشترک ایرانیان و نیز مسائل ایرانِ آینده چیست؟
در قرن بیستویکم آثار زیانبارِ فساد ابعاد نگرانکنندهای یافته است. فساد کلان و استفادهی قدرتمندان از قدرت حکومتی برای چنگ انداختن خود و دوستانشان بر منابع گسترده، استبداد را تقویت میکند. قدرتمندان بهشدت میل دارند که تا ابد در قدرت بمانند و به دزدی ادامه دهند؛ آنها بخشی از ثروت مسروقه را صرف رشوه و سرکوب مردم میکنند تا قدرت را در دست خود نگه دارند. این وضعیت به اقتصاد کشورهای مبتلا به فساد بهشدت آسیب میرساند زیرا سرمایهای را که باید صرف کارهای سازنده شود به حسابهای بانکیِ نخبگان فاسد واریز میکند و به نابرابریِ توزیع ثروت دامن میزند.
«سنبل طائفی همیشه جزو اولینها بوده است. چه آن زمان که در دههی چهل شمسی در ۹ سالگی روی سِن کانون پرورشی فکری نوجوانان رفت و مقابل چندهزار نفر ترانهاش را خواند و چه در این زمان که به عنوان اولین زن، ترانههای مردی را اجرا میکند که خنیاگر جنوب نام دارد و نیمی از عمرش را در انزوای اجباری سپری کرد. «سنبل طائفی» اکنون در نیوزیلند ساکن است و در این سالیان تمام وقتش را به موسیقی گذرانده است. او که در انتخاب ترانههای خود وسواس به خرج میدهد اخیراً آلبوم «آمیس» را روانهی بازار کرده است که شامل ۹ قطعه از ترانههای «ابراهیم منصفی» است.
میگویند کتاب باغ است باغی جادویی. پس فلسفه و باغ، پیش از آنکه در باغ به هم برسند، در «کتاب» به هم میرسند. در اینجا، فلسفه همان فلسفه است اما باغ تنها خاطرهی باغ است خاطرهای که کتاب میتواند آن را تجدید کند. کتاب میتواند این دو را به هم پیوند دهد. کتابهای فلسفی باغهای جادوییاند.
پیش از آن که ربایندگان لیبیاییِ ساندِی یاباروت بر صورت او داغ زنند، او دو بار فرار کرده و سه بار فروخته شده بود. زخم سوختهای که بخش عمدهی سمت چپ صورتش را میپوشاند شبیه به عدد سهای است که سردستی نوشته شده باشد. زندانبان او با چاقویی حرارتدیده در آتش صورتش را برید و بر آن داغ نهاد.
همدلی، شریک احساسات شخص دیگری شدن و در نتیجه به فکر او بودن و غم او را خوردن، در جامعهی ما معمولاً نوعی فضیلت به شمار میرود. سی دانیل باتسون، روانشناس نامداری که دربارهی همدلی پژوهش میکند، خاطرنشان میسازد که هرچند تعاریف گوناگونی از همدلی ارائه شده اما همگی در این مورد توافق دارند که همدلی فرایند تجربه کردن و فهمیدن احساسات دیگران است.
یک سالن کوچک با چند غرفهی کتابفروشی و ناشرانی که خودشان در غرفهها کتاب میفروشند، «نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور» است که از چهار سال پیش همزمان با نمایشگاه کتاب تهران در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا برگزار میشود. نمایشگاهی که میخواهد فرصتی برای نویسندگانی باشد که به دلیل سانسور، از ارائهی آثارشان در بازار نشر داخل ایران محروم شدهاند.
اروپا در حال خوابگردی است و میرود تا از صفحهی روزگار محو شود. اروپاییها باید پیش از آن که دیر شود از خواب برخیزند. در غیر این صورت، اتحادیهی اروپا سرنوشتی شبیه به اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 خواهد داشت. به نظر نمیرسد که رهبران یا شهروندان عادیِ اتحادیهی اروپا فهمیده باشند که در چه لحظهی سرنوشتسازی به سر میبریم؛ احتمالات گوناگونی در برابر ما قرار دارد، و بنابراین نتیجهی نهایی به شدت نامعلوم است.
دیدگاهی که بر اغلب حکومتها حاکم است، بهطرز اسفناکی منسوخ شده است. دغدغههای آنها هنوز همان دغدغههای مربوط به اواخر قرن نوزدهم است. در زمان شکلگیری بسیاری از آنها، ارتباطات هزینهی زیادی داشت و اطلاعات را به سادگی نمیشد انتقال داد. امروزه، جهان بسیار بیش از پیش بههمپیوسته، دائمالتغییر و مملو از اطلاعات است. اما حکومتهایمان چنین نیستند.
منیره برادران، نویسنده و فعال حقوق بشر، و زندانی سیاسی در سالهای دههی ۶۰، در گفتگو با آسو دربارهی هویت ملی و چشماندازهای آیندهی ایران میگوید هویت ملی ما امروز مهمتر از همه دفاع از حقوق شهروندی، برابری، رعایت حقوق بشر، دموکراسی و مبارزه با بیعدالتیهای اقتصادی، قضائی و امتیازورزیهای حلقهی قدرت است.
نابود کردن نوار، آلات موسیقی و وسایل پخش موسیقی در دههی نود میلادی از نوآوریهای سیاست فرهنگی طالبان است که پیش از آن در جهان نمونه نداشت. شهرت یافتن افغانستان در آن سالها به کشوری عاری از موسیقی ناشی از همین سیاستها بوده است. در مورد موسیقی میتوان گفت که سیاست طالبان ادامهی سیاست موسیقی مجاهدین بود. طالبان سیاست مجاهدین را با شدت و حدت بسیار بیشتری پیگیری کردند و در تاریخ سانسور موسیقی در جهان امروز باب جدیدی گشودند.
در حالی به زمان برگزاریِ انتخابات پارلمان اروپا نزدیک میشویم که بسیاری احساس میکنند که ایدهی اروپای واحد شکست خورده است. تقریباً هر روز شاهد فروپاشیِ فزایندهی طرحی هستیم که بر نگرشی آرمانشهری استوار بود. این نگرش با بازخوانیِ هزار سال منازعه و درگیری، امکان ایجاد اروپایی متحد را مطرح کرد و چنین اتحادی را ناگزیر و برگشتناپذیر شمرد. در آن زمان، ایجاد اروپای واحد را پایان تاریخ میپنداشتند.
آیا شبها تاریخی برای گفتن دارند؟ اگر تاریخ شبهای طبقهی کارگر نوشته شود، چه شکلی خواهد داشت؟ این پرسشی است که مرا به پژوهش دربارهی زندگی کارگران فقیر در قرن نوزدهم در هندِ تحت استعمار مشتاق کرد. میخواستم بدانم کارگران فقیری که در کارخانههای تولید پارچههای پنبهای در بمبئی روزانه ۱۳ تا ۱۴ ساعت کار میکردند، شبها چه میکردند. آیا آنها فوراً به بستر میرفتند یا با دوستان خود معاشرت میکردند و در خیابانهای شهر به گشت و گذار میپرداختند؟
لایحهی قصاص در شهریور ۱۳۶۱ تحت عنوان «قانون حدود و قصاص» تصویب شد و با اضافه شدن قانون تعزیرات به آن در سال ۱۳۶۲، زیربنای اصلی «قانون مجازات اسلامی» شد که در چهار دههی گذشته مبنای تعیین مجازاتهای کیفری بوده است. با مهرانگیز کار، وکیل دادگستری و حقوقدان دربارهی تغییر قوانین مجازات پس از انقلاب ۵۷ و روند تصویب لایحهی قصاص و واکنش جامعه به آن گفتوگو کردهایم.