ماه گذشته ابراهیم الاصیل، تحلیلگر ارشد در «مؤسسهی خاورمیانه»، رشتهتوییتی را خطاب به کاربران ایرانی نوشت که بسیار پرمخاطب شد. الاصیل که اهل سوریه است و در خیزش سوریها علیه رژیم بشار اسد مشارکت داشت از تجربهی پرفرازونشیب و ناکام فعالان سوری و درسهای تلخ اما مهمی نوشته بود که آموختند.
بسیاری از تحلیلگران از اعتراضات سراسری اخیر در ایران با عنوان «انقلاب زنانه» یاد میکنند اما بعضی از فمینیستها و فعالان جنبش زنان در داخل ایران با این نظر موافق نیستند.
پیدایش و گسترش اینترنت بهعنوان یک فناوری ارتباطی جدید تحول شگرفی در تعاملات اجتماعی بشری در ابعاد گوناگون ایجاد کرده است. حرکات اعتراضی و جنبشهای اجتماعی نیز از این تحولات برکنار نبودهاند. بهطورکلی پیدایش و گسترش اینترنت باعث چه تغییراتی در حرکات اعتراضی و جنبشهای اجتماعی شده است؟
یک صفحهی پرطرفدار فیسبوک که برای محکوم کردن مرگ مرد جوانی بر اثر ضرب و شتم پلیس مصر ایجاد شده بود، محل سازماندهیِ خیزش اولیهی تحریر بود و صدها هزار هوادار را گرد آورد. یکی از دوستان مصریام بعدتر به شوخی میگفت این باید نخستین بار در تاریخ باشد که فردی میتواند با کلیک کردن روی «من شرکت میکنم»، در پاسخ به یک دعوت فیسبوکی، به انقلاب بپیوندد.
آیا میشود با ابزار ساده ولی هوشمند به نبرد صاحبان قدرت با ابزاری بسیار مجهزتر رفت و آنها را مغلوب کرد؟ راز پیروزی داوود بر جالوت چیست؟ چطور میتوان از این داستان برای قدرتمند کردن کنشهای اجتماعی استفاده کرد که مانند داوود همواره در یک نبرد نابرابر با قدرتمندان قرار دارند؟
چه عواملی موجب عملکرد مؤثر و کارآمد سازمانهای جامعه مدنی میشود؟ چرا بعضی از سازمانهای جامعه مدنی در پیگیری عملکردشان موفق هستند، حال آنکه دستهای دیگر دچار رخوت و رکود میشوند و قوایشان به تدریج تحلیل میرود؟ آیا باید عوامل موفقیت را در بیرون این سازمانها، مثلا محیط سیاسی اجتماعی مساعد یا میزان منابع در دسترس سازمانها جست، یا اینکه عوامل درونی مثلا نوع رهبری و فعالیت گروهی مقوم و شکل دهندهی اصلی این سازمانها هستند؟