تعبیر «دنیای اسلام» چرا و چگونه به وجود آمد؟

جمیل آیدین

ایده‌ی برخورد دیرینه میان «دنیای اسلام» و «دنیای غرب» از اسطوره‌های خطرناکی است که در دوران مدرن به وجود آمده است. مبنای این اسطوره برداشت‌های تحریف‌شده‌ای از ماهیت‌ اسلام و ماهیت غرب، به عنوان دو تمدن کاملاً مجزا و متخاصم، بود. در اواخر قرن نوزدهم و در اوج عصر امپراتوری‌ها، استعمارگران با ترویج بنیادگرایی تندرو میان تبعه‌های مسلمان خود، بنیان‌های مفهومی برای «نهضت اتحاد اسلامی» را به وجود آوردند.

خداناباوران ارزش‌های‌شان را از کجا می‌آورند؟

پاتریک فرِین

خداناباوری جدید حرف تازه‌ای ندارد و آنچه در آن است نوعی تکرار طوطی‌وار شکل‌هایی از خداناباوری است که در قرن نوزدهم به طرزی جالب‌تر ارائه شده بود. در خداناباوریِ به اصطلاح جدید افراد در مقابل گزینه‌ای دوتایی میان خداناباوری، تو گویی که فقط یک نوع خداناباوری وجود دارد، و دین، تو گویی که فقط یک نوع دین وجود دارد...

نامه‌ی نسرین ستوده به پسرش

نسرین ستوده

نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر، که از خرداد ۹۷ در خانه‌اش بازداشت شده بود اخیراً به حبس طولانی محکوم شده است. خانم ستوده که پیشتر هم سه سال را در زندان به سربرده بود در یکی از نامه‌هایش به پسرش در آستانه‌ی آغاز سال تحصیلی نوشته بود: «لطفاً سر وقت مدرسه‌ات را برو، مشق‌هایت را بنویس، درس‌ات را بخوان، و پسر خوبی باش تا ما برگردیم.»

همسایه‌های دزاشیب

وفا بهمنی

منزل مسکونی نیما یوشیج بین سال‌های 1327 و 1328 توسط خود او ساخته شد و تا آخر عمر به جز زمانی که به یوش می‌رفت در این خانه زندگی می‌کرد. تعداد زیادی از نویسندگان، روشنفکران و بزرگان شعر آن سال‌ها نیما را در همین خانه ملاقات کرده‌اند. این خانه هنوز هم با سقف شیروانیِ معمول همان سال‌ها و ستون‌های آبی‌رنگ، در میان آپارتمان‌های محله مثل وصلهای ناسازگار، روند ویرانی‌اش را طی می‌کند.

اوضاع جهان رو به بهبود است یا وخامت؟

یان-ورنِر مولر

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد، دیروز در نخستین سخنرانی هفتاد و سومین مجمع این نهاد جهانی به رهبران دنیا هشدار داد که جهان بیش از پیش دستخوش بی‌نظمی و آشوب است و رفاه عمومی تأمین نشده است. از سال ۲۰۱۶، که برخی آن را واقعاً «بدترین سالِ تاریخ» می‌دانند، موجی از نظرهایی به راه افتاده...

لطفاً کمی ‌سکوت!

فرناز سیفی

در خیابان پنسیلوانیا، واقع در مرکز شهر واشنگتن دی‌سی، پایتخت ایالات متحده‌ی آمریکا، درست در چند قدمی کاخ ‌سفید تابلویی جلوی در ورودی یک ساختمان با ظاهری کسلکننده است. تابلویی که نوید می‌دهد با ورود به چهاردیواری این مکان، «آرامش»، «سکوت»، «خواب آسوده» و «نفسی عمیق و راحت» در انتظار شماست. در قرن بیست‌ویکم هر چقدر جیبت خالی‌تر باشد، حق دسترسی‌ات به سکوت و آرامش کمتر است. باور ندارید؟

ظرفیت کره‌ی زمین برای برآوردن نیازهای زندگی انسان ثابت و محدود نیست

تد نوردهاوس

اخیراً گروهی از دانشمندان در مقاله‌ای در نشریه‌ی استفاده‌ی مجاز از طبیعت چنین نتیجه گرفتند که زمین، دستِ بالا، فقط می‌تواند به 7 میلیارد نفر، آنهم در سطح امرار معاش غذا برساند. اما اگر بخواهیم به «سطح بالای رضایت از زندگی» برای همه برسیم، از مرزهای بیوفیزیکی کره‌ی زمین تجاوز کرده و محیطزیست را تخریب خواهیم کرد.

سفری زنانه به دنیای تروریسم

دنیس هاروی و واسیلیس اکونومو

محمد الدراجی، کارگردان عراقی، با دو فیلم رؤیاها (2006) و پسر بابِل (2010) به شهرتی جهانی دست یافت. جدیدترین اثر او، سفر (2017)، که به موضوع بحث‌انگیز تروریسم می‌پردازد، نخستین فیلم عراقی است که پس از 27 سال در سینماهای این کشور نمایش داده شده است. این فیلم نماینده‌ی عراق در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبانِ نود و یکمین دوره‌ی جوایز اسکار است. ‌آن‌چه در ادامه می‌خوانید نقدی بر این فیلم و گفتگو با کارگردان آن است.

جشن نیم‌روزی

بابک بردبار

پاریس در نخستین روزهای ورودم هم‌زمان غم‌انگیز و شاد بود. با آن همه درخت و برگ‌ریزان در شهر می‌شد هر روز آمدن پاییز را دید. حالا پنج پاییز از آن زمان گذشته است و من هنوز آن‌جا هستم، در تقاطع خیابان لوور و ریولی در انتظار آدم‌ها، همان‌هایی که در یک لحظه سرنوشت خیابان را برای همیشه تغییر می‌دهند. شهری که همیشه پر است از اتفاق و داستان‌های تو در تو. 

بوی ماه مهر و قصه‌ی یحیی

محسن افخمی

یادآوری آغاز روابط عمیق را دوست نداشته‌ام هیچ‌وقت. بیشتر از این بابت که اشتباهی رخ خواهد داد. گاهی شروع دوستی، در نظر طرفین رابطه، دو نقطه‌ی به تمامی مجزاست. پایان رابطه با یحیی را اما خوب یادم هست. دو دوره از زندگی با هم‌دیگر رفاقت کردیم و به یاد دارم که چطور پرونده‌ی هر دو دوره به چه تلخی بسته شد. بعد از هر دو اما...

آیا چهارمین دبیر کل سازمان ملل همدست نازی‌ها بود؟

اشتفان اشتاینبِرگ

والسِ والدهایم، ساخته‌ی روث بِکِرمَن، فیلمساز کهنه‌کار اتریشی که امسال در جشنواره‌ی فیلم برلین نمایش داده شد و جایزه‌ی بهترین فیلم مستند را به دست آورد، فیلمی مهم و به‌موقع است. این مستند به کارزار تبلیغاتی کورت والدهایم، سیاستمدار دست‌راستی، در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری اتریش در سال‌های 1986-1985 می‌پردازد.

«رئالیسم کابوس» و هولناک حسن بلاسم، نویسنده‌ی عراقی

فرناز سیفی

عراقی که حسن بلاسم در داستان‌های خود ترسیم می‌کند، سیاه است و پر از مرگ‌ومیر، کشتار و خشونت. بلاسم حواسش است که نگذارد حتی یک لحظه مخاطب فراموش کند که عراق امروز، غرق در خشونت است و کشتار و زخم‌های دلمه بسته‌ی جنگ‌ها، جنگ پشت جنگ...

قادسیه‌ی صدام: بازی با تاریخ و حافظه‌ی جمعی

علیرضا اشراقی

کمتر از شش ماه پیش از آغاز جنگ عراق با ایران، صدام در یک سخنرانی‌ ایرانیها را «بزدل و کوتوله» خواند که خیال دارند «انتقام شکست جنگ قادسیه» را بگیرند و وعده داد که به نیابت از تمام عراقیها و بلکه تمام اعراب خاطرهی قادسیه را زنده نگه می‌دارد و جلوی ایرانی‌ها می‌ایستد. جنگ ایران و عراق در گفتمان رسمی رژیم بعثی عراق «قادسیهی صدام» خوانده میشد.

عاشورا، ستم و ستم‌دیده‌تر بودن

شمیم دشتی

عاشورا واقعه‌ای تاریخی نیست. بسیار بیشتر از آن، بستری برای تعریف هدفمند باورهای انسانی در چارچوب یک ایدئولوژی مشخص است. اگرچه این ایدئولوژی مشخص به بهترین شکل ممکن در فرهنگ شیعی جای گرفته اما در میان غیر باورمندان نیز هواخواهان خود را دارد.

آیا سرکوب زنان حاصل ناتوانی مردان در مهار خود است؟

مونا طحاوی

مونا طحاوی، روزنامه‌نگار مصری-آمریکایی، به داشتن صراحت لهجه مشهور است و در فهرست زنان قدرتمند جهان عرب نام او به چشم می‌خورد. اولین کتاب او با عنوان روسری‌ها و پرده‌های بکارت: چرا خاورمیانه نیازمند انقلابی جنسی است در سال 2015 انتشار یافت. او با تکیه بر تجارب زیسته‌ی خود و یافته‌های میدانی به دنبال یافتن پاسخی برای علل شیوع زن‌ستیزی در خاورم

قصه‌ی جنگ و گرسنگی

رسول بابکری

با هشت هزار و هفتصد تومان، با سه بچه و حقوق بازنشستگی ارتش، توی هیچ فروشگاه دائم‌التخفیفی تف هم کف دستش نمی‌اندازند. اما آن‌چه ذهن مرا مشغول کرد، نه این بدیهیات، که نقطه‌ی آغاز همان گفتگو بود؛ پرسیدم خراسانی هستی؟ گفت قوچان، و تو؟ گفتم کُردم. چند کلمه کُردی پراند. گفتم سنندج، گفت آمده‌ام، سال ۵۸، آمدیم برای «آزاد سازی».

تجربه‌های ارزشمند، نتایج دهشتناک؛ قصه‌ی فریدون

سما روحبخشان

ما جنگ را تجربه‌ کرده‌ایم، پس عاقبت تمام می‌شود. ما تنهایی را از سر گذرانده‌ایم، پس آدم به هر حال تحمل می‌کند. ما ستم دیده‌ایم پس به هرحال انسان تاب می‌آورد. خیر! همیشه این طور نیست. گاهی یکی فریدون می‌شود و مجالی نخواهد داشت برای تاب آوردن.

«رود»ی که میان «نی» و «چشمه» بود

وفا بهمنی

روزهایی دور، زیر پل کریمخان، محل جذابی برای اهل کتاب بود کتاب‌فروشی نشر نی و چشمه کنار هم. نمی‌شد رد شد و سرک نکشید. بعدها نشر چشمه با گسترش کارش یک دهنه آن طرف‌تر رفت. نبش خیابان میرزای شیرازی و جای کوچکش را به کتاب‌فروشی رود داد. در این کتاب‌فروشی طبقه‌های مجزا برای نشرهای جدی ایران مثل مرکز، نیلوفر، و مروارید فراهم ...

«من زیر نگاه‌ام، از همه طرف»

وفا بهمنی

بعد از سال‌ها گذرم به امام‌زاده طاهر کرج افتاد. آخرین باری که رفته بودم مراسم خاکسپاری احمد شاملو در مردادماه هجده سال پیش بود. تشویق و کف زدن‌های ممتد مردم تنها تصویری است که از آن روز در ذهنم مانده.

دیدنی‌های خیابان کوشک که نمی‌توان دید

وفا بهمنی

خیابان کوشک در تهران، با نام جدید شهید تقوی، کمی پایین‌تر از دروازه دولت، خیابان سعدی را به خیابان فردوسی وصل می‌کند. چند خانه در این خیابان هست که می‌تواند گردشگران را به خود جذب کند: خانه‌ی صادق هدایت، عمارت شقاقی، و خانه‌ی هوشنگ ابتهاج با درخت ارغوان معروفش.

فاشیسم از آن‌چه می‌پندارید به شما نزدیک‌تر است

یان لومهولت و دبرا یانگ

در سال 1848، کارلو آلبرتو، پادشاه ایتالیا قانونی را امضاء کرد که بر اساس آن همه‌ی شهروندان ایتالیایی با یکدیگر برابر بودند. نود سال بعد، نوه‌ی او قانون دیگری را تنفیذ کرد که به این برابری پایان داد و بر تفاوت میان شهروندان درجه‌ی یک و دو صحه گذاشت. یهودیان، که تا آن زمان با دیگر هم‌وطنان خود «همسان» بودند، عضو نژادی «متفاوت» و پست‌تر شمرده شدند.

دردسرهای رسانه‌های نامدار با منابع بی‌نام

فرناز سیفی

کمتر از دوهفته از انتشار یادداشت «بی‌نام» معروف در نیویورک تایمز می‌گذرد. یادداشتی از یک «مقام رده‌ بالا در کابینه‌ی دونالد ترامپ» که مدعی شد او و بعضی دیگر از مقامات کابینه‌ی ترامپ به «گروه مقاومت داخلی» در کاخ سفید تبدیل شده‌اند، با خیلی از سیاست‌های ترامپ موافق نیستند و «سخت» تلاش کرده و می‌کنند که جلوی این دست اقدامات ترامپ را بگیرند.

مردانگیِ خفقان‌آور در دنیای امروز

سارا ریچ

حالا که به پشت سرم نگاه می‌کنم، می‌بینم مدتی بود که پسرمان داشت آماده می‌شد تا با پیراهن دامن‌دار به مدرسه برود. چند ماهی می‌شد که آخر هفته‌ها یا بعد از مدرسه، پیراهن دامن‌دار می‌پوشید. بعد شروع کرد به این که به جای لباس توی خانه هم همان را بپوشد. یک روز صبح، بلوز و شلوار تمیزش را که در آوردم تا بپوشد. نگاهی به من کرد و گفت: «لباس تنم هست.»