تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
چندی پیش امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، در مراسم یادبود آتشبس جنگ جهانی اول گفت که ملیگرایی «خیانت به میهنپرستی است». چطور میتوان احساس فراگیر ازهمگسیختگیِ فزایندهی جوامع را فرو نشاند بیآنکه به التهابات ملیگرایانه دامن زد؟
فهرست قهوههای کافهها روز به روز پیچیدهتر میشود. دیگر وارد هر کافهی مدعی قهوهی خوب بشوید، دو سه نفری را میبینید که با قیافهی حیران فهرست نقشبسته بر دیوار کافه را برانداز میکنند و از بعضی اسامی و توضیحات سر درنمیآورند: فرق کاپوچینو با کورتادو چیست؟ چه اتفاقی افتاد که در کمتر از دو دههی اخیر، قهوه ناگهان چنین مهم شد و متنوع و پیچیده؟
چرا میجنگیم؟ آیا حاضریم که فرزندان خود را به جنگ بفرستیم؟ وقتی از جنگ حمایت میکنیم و در واقع برای زندگی و مرگ دیگران تصمیم میگیریم، چه در سر داریم؟ اینها بعضی از پرسشهایی است که لولا آریاس، کارگردان تئاتر جنگ، مطرح میکند. در این فیلم شش کهنهسرباز آرژانتینی و بریتانیایی 35 سال پس از جنگ فالکلند/مالویناس دور هم جمع میشوند تا ببینند آیا هنر میتواند دشمنان دیروز را به دوستان امروز تبدیل کند یا نه. آنچه در ادامه میخوانید نقدی بر این فیلم و گفتوگویی با کارگردان آن است.
تیموتی سی مارشل، روانشناس بالینی و مدیر «مرکز نوآوریهای سلامتی اسکورتون» در دانشگاه کورنِل بیش از ۳۵ سال که در مورد خشونت جنسی کار کرده است. او معتقد است که قربانیان تعرض جنسی غالباً میترسند که دیگران حرفشان را باور نکنند یا انگشت اتهام را به سویشان نشانه بروند.
«مجمع جهانی دموکراسی» که هرساله با شرکت مقامات تصمیمساز سیاسی و فعالان مدنی برگزار میشود، فرصتی برای بحث و گفتوگو و یافتن راهکارهایی برای چالشهای پیش روی دموکراسی در سراسر جهان است. امسال موضوعات اصلی این مجمع «مشارکت عمومی، سیاسی و اقتصادی زنان» و «مبارزه با خشونت علیه زنان با توجه به جنبش #منهم» بود.
غیرنظامیان همواره به طرق مختلف با جنگ مرتبط بودهاند، از یک سو به عنوان هدف حملات، از سوی دیگر به عنوان شرکتکنندگان در جنگ و گاهی به عنوان مشوقین آن. مارگارت مکمیلان، استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد در سومین سخنرانی از مجموعه سخنرانیهای خود، به تاریخچهی نقش غیرنظامیان در جنگها میپردازد.
نزدیک به دو دهه است که نروژ همواره به عنوان بهترین یا یکی از بهترین کشورهای جهان برای زندگی شناخته میشود. معیار این ارزیابی شاخص توسعهی انسانی سازمان ملل متحد است. اما آیا واقعاً نروژ بهشت زندگی است؟ پژوهش تازهای که در نشریهی علمی و معتبر «مطالعات جمعیت و توسعه» منتشر شده نظر متفاوتی دارد.
هر سال «انجمن بینالمللی قلم» توجه جهانیان را به پنج نویسندهی ستمدیده جلب میکند تا شاید از آزار و اذیت و تهدید روزنامهنگاران و نویسندگان در سراسر دنیا بکاهد. امسال کارزار این انجمن به داویت آیزاک (محبوس در اریتره)، میروسلاوا بریچ وِلدوسیا (مقتول در مکزیک)، اولِگ سِنتسوف (محبوس در روسیه)، شهید العَلَم (بازداشتی در بنگلادش)، و وائِل عباس (محبوس در مصر) اختصاص دارد. نامهی آرونداتی روی به شهید العلم پیشتر در آسو منتشر شده است. آنچه در ادامه میخوانید نامههای چهار نویسندهی نامدار دیگر است.
در سال 1977، در عصری که هنوز هیچ نشانی از رایانههای شخصی، تلفنهای همراه، آیپادها و دیگر معجزات فناوریِ نزدیککننده/دورکننده، مرتبطکننده/منزویکننده، پیونددهنده/جداکننده نبود، روبر بِرِسون فیلم شاید شیطان را ساخت که قهرمانانش چند جوانِ کاملاً درماندهاند که ناامیدانه در پی یافتن هدفی در زندگی، وظیفهی خود در جهان و معنای «موظف شدن» هستند.
انجمن جهانی قلم 15 نوامبر را «روز جهانی نویسندگان دربند» نامیده است. امسال در این روز آرونداتی روی، داستاننویس هندی، با انتشار نامهای خطاب به شهید العَلَم، عکاس متهم به انتقاد از بنگلادش، از بازداشت و قتل روشنفکران دگراندیش، و لزوم همبستگی و مقاومت در برابر سانسور سخن گفته است.
مجید شریف در همان روزهایی که داریوش و پروانه فروهر به قتل رسیدند، در تهران مفقود و کشته شد. مادر هشتاد و چند سالهی او تا مدتی تصور میکرد تنها فرزندش به مرگ طبیعی مرده است.
چین در دههی ۱۹۸۰ میلادی تصمیم گرفت درهای بستهی کشور را به شکل محدود به روی جهان خارج باز کند تا سرمایهگذاران بیشتری جلب شده و توسعهی اقتصادی سرعت بیشتری گیرد. سیاستی که بهرغم سود کلان اقتصادی و سیاسی که برای کشور داشت، صداهای منتقد اندک داخل کشور را بیشتر انعکاس داد و بحث لزوم آزادیهای سیاسی و اجتماعی را بیشتر دامن زد.
موج خیزشهای مردمی موجب شده است بسیاری ایمان خود را نسبت به شعور و خردِ قدرت مردم از دست بدهند. با این حال، بروز چنین قیامهایی در واقع برای پویایی سیاست مدرن ضروری است.
چرا انسانها میجنگند؟ کسب منفعت، دفاع از شرافت، فرار از مجازات، گریز از فقر، هیجانطلبی، حس رفاقت بین همرزمان یا ...؟ آیا سرباز بودن و جنگیدن در طول تاریخِ نبردها همواره به یک معنا بوده است؟ از تجربهی سربازان در جنگها چه میدانیم؟
در هفتههای اخیر، فکر و ذکر جامعهی بینالمللی مشغول عواقب ناگوار قتل جمال خاشقجی بوده است اما ترکها بیشتر دلمشغول امور داخلی و بهویژه، نقشههای بزرگ رئیس جمهور خود برای تبدیل ترکیه به یک قدرت اقتصادی منطقهای بودهاند. دو هفته پیش هواپیماها برای اولین بار در فرودگاه جدید استانبول به زمین نشستند. رجب طیب اردوغان این پروژه را گل سرسبدِ «ترکیهی جدید» میخوانَد و درست همان طور که میخواست، وسعت فرودگاه (۷۵۹۴ هکتار) و ظرفیت آن (سالانه ۲۰۰ میلیون مسافر) به حدی خواهد رسید که به بزرگترین فرودگاه جهان تبدیل خواهد شد.
چرا مسئلهی زنان پس از انقلاب ایران به مسئلهی مرکزی حکومت تبدیل شد؟ دکتر نیره توحیدی، استاد مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا میگوید غلبهی جریانهای بنیادگرای اسلامی از یک طرف و بیتفاوتی دیگر نیروهای سیاسی درگیر در انقلاب از سوی دیگر، زمینهی سرکوب و نقض حقوق زنان را فراهم کرد، و «مسئلهی زن» به گرهی اصلی دموکراسی در ایران تبدیل شد.
برای کارن وینتر هنوز هم بعد از سالها، یادآوری گذشتهاش دردآور و خجالتآور است. او چندین سال در عضویت یک گروه نئونازی نروژی بود. اما احساس شرمندگی برای عذاب وجدان او کافی نبود، برای همین تصمیم گرفت دربارهی این تجربه فیلمی بسازد و آشکارا از آن سخن بگوید. مستند خروج (Exit)، محصول مشترک نروژ، آلمان و سوئد در شصتویکمین جشنوارهی فیلمهای مستند و انیمیشن لایپزیگ به نمایش درآمد.
میلیونها نفر داستانهای سوررئال هاروکی موراکامی را خواندهاند، اما این شهرت و محبوبیت برای نویسندهی ژاپنی به نوعی سردرگمکننده به نظر میرسد. موراکامی، که همواره از او به عنوان گزینهی مطلوب برای بردن جایزهی نوبل ادبی یاد میشود، در این گفتوگو روشن میکند که چرا کتابهای او در دورههای پرآشوب جذاب جلوه میکنند.