روایتی از ۹ روز زندگی زیر باران بمبهای تهران: «ما رها شدهایم؟»
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
حروف معنایی ندارند، مثل اعداد مفاهیمی مجردند که نمیتوانیم تجربهشان کنیم. با وجود این، اینها حروفِ رمزیِ زبانِ شخصیِ هوشمندزادهاند. زبان شخصی همان کیفیتی است که در مصاحبهی آخر به آن اشاره کرده بود: دست آخر همهی عکسها [و شما بخوانید همهی شعرها، داستانهای کوتاه، فیلمنامهها، مجسمهها و کارهای دستی، استیکرهای تلگرام و ...] باید یک مجموعه باشند: ا ل ف ب ا
کیوان صمیمی را اولین بار در زندان رجاییشهر دیدم. مشی و منشِ باوقار و باطمأنینهاش، تجربهی وسیع و دیرینهاش در مبارزه با استبداد و بیعدالتی که احترام گروههای مختلف سیاسی را به خود جلب میکرد، و البته شوخطبعی زیرکانهاش، از ویژگیهای برجستهای بود که از همان روزهای اولِ همنشینی با او در زندان به خاطر تداعی میشود. او اکنون برای هشتمین بار راهی زندان شده است. متن زیر، مصاحبهای است که چند روز پیش از شروع دور جدید زندان کیوان صمیمی با او انجام شده است.
پس از گذشت یک قرن، که مشخصهی آن هجوم جهانی برای کنترل نفت بود، احتمالاً به زودی شاهد تلاشها برای پیشیگرفتن در کربنزدایی خواهیم بود.
عراق در چند دههی گذشته دگرگونیهای بزرگی، از جمله جنگ با ایران و کویت، تحریمهای اقتصادی، سقوط حکومت صدام حسین در پی حملهی آمریکا، و قدرت گرفتن اسلامگرایان، را از سر گذرانده که هر یک به نوعی عرصهی زندگی فردی و اجتماعی را بر زنان عراقی تنگتر کرده است. نادیا محمود، فمینیست عراقی، که از اعضای هستهی مرکزیِ حزب کارگر عراق است، فراز و فرودهای وضعیت زنان عراقی را در گفتگو با فاطمه مسجدی و بابک مینا شرح داده است که در ادامه خلاصهای از آن را میخوانید.
شاهزاده پتر کروپوتکین، اشرافزادهای که در دانشگاه نظامیِ نخبگان روسی تحصیل کرده بود، در سال ۱۸۶۶ با ایوان پولیاکف، دوست جانورشناس خود و یک نقشهبردار به نام ماسکینسکی مسافرت میکرد. کروپوتکین و پولیاکف به امید یافتن شواهد آن عامل تعیینکنندهی تکاملی که چارلز داروین در منشأ انواع (۱۸۵۹) به راه انداخته بود، یعنی رقابت، سر ذوق آمده بودند. اما به زودی مأیوس شدند.
محمد ملکی در زمانهای که حتی مهدی بازرگان موافق بستن دانشگاهها بود، صریحاً مخالفت خود را نسبت به این تعطیلی نزد آیتالله خمینی ابراز کرد. این موضوع سبب شد تعطیلی دانشگاهها نه برای همیشه، اما برای چند ماه به تأخیر بیفتد. مخالفت ملکی با تعطیلی دانشگاهها منجر به بازداشت و شکنجه و در نهایت محاکمهی او شد.
سالهاست که هر چند روز یک بار در یکی از شهرهای ایران، آفتاب نزده، مأموران زندان، یک نفر، گاهی چند نفر و گاه حتی چند ده نفر را چشمبند میزنند، به پای چوبهی دار میبرند، چند پله بالاتر از زمین روی یک بلندیِ کوتاه، طناب را دور گردنشان میاندازند و چند دقیقهی بعد، گاه در سکوت حیاط زندان، گاه در میان هلهله یا بهت جمعیتی که در میدان شهر دور چوبهی دار جمع شدهاند، زیر پایشان را خالی میکنند.
آنچه میخوانید گفتگویی است میان سرهی پلوخی و فیلیپ سندز در کنفرانس بینالمللی «مؤسسهی علوم انسانی» با عنوان «میانِ کییف و وین: تاریخ مردم، اندیشهها و اشیای در گردش و حرکت» که از 5 تا 8 دسامبر 2019 در وین برگزار شد.
به منظور تأمین زمین لازم برای «طرح ملی مسکن» به تازگی قراردادی بین وزارتخانههای «راه و شهرسازی» و «جهاد کشاورزی» منعقد شده است که در آن، وزارتِ راه و شهرسازی به همتایان خود پیشنهاد مشارکت در ساخت و ساز داده است، به این ترتیب که زمینهای «مازاد» تحت کنترل خود را به وزارت راه و شهرسازی «اهدا»، و در قبال آن معادل با ۵۰ درصد از مساحت اهدایی، واحد مسکونی برای کارمندان و منسوبین خود دریافت خواهند کرد.
عزتالله فولادوند اکنون ۸۵ سال دارد. کمتر کتابخواندهی فارسیدان علاقهمند به فلسفه سیاسیای هست که نام فولادوند را در چهار دههی اخیر نشنیده باشد و از ترجمههای دقیق و رواناش بهرهمنده نشده باشد. فولادوند در عین مترجم بودن اندیشمند و روشنفکر نیز هست اما این سویه از شخصیت او در سایهی ترجمههایش کمرنگ مانده است.
روزنامهی «نیویورک تایمز» ابتدا با این قتل مثل هر قتل دیگری برخورد کرد: جنووزه یکی از دیگر قربانیان حملات وحشیانه در خیابانهای نیویورک بود. اما دو هفتهی بعد، گزارش این قتل در صفحهی اول این روزنامه منتشر شد. پای هیچ کشف خیرهکنندهی جدیدی در میان نبود اما این بار چارچوب خبر فرق داشت: همسایهها کجا بودند؟ چطور دلشان آمده بود بیرحمانه فریادهای قربانیای را که خواهان کمک بود نادیده بگیرند؟
کارزار «زیستبومکشی را متوقف کنید» به دنبال آن است که تخریب طبیعت را به جرمی بینالمللی تبدیل کند. این فراخوان با استقبال روبهرو شده است، اما تحولی که نظام حقوقی ما به آن احتیاج دارد بسیار وسیعتر است و مایهی شرمساری است که ایدههایی مانند حقوقِ طبیعت هنوز به رسمیت شناخته نشدهاند.
آنچه در پی میآید، ملاحظاتی درآمدگونه، گذرا و گزیده دربارهی شیوهی پذیرش (reception) و دریافت (perception) هانا آرنت در زبان فارسی است و نکتههایی چند دربارهی چگونگی و چرایی سهل و ممتنع نمودن آثارش.
از اواخر دههی ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۸۰ دورهی طلایی هنر گرافیک و پوستر فلسطین شناخته میشود. هر چند حکومت اسرائیل مدتها فرهنگ و هنر فلسطینی را نادیده گرفته بود اما این دوره شاهد تولد هویت بصری فلسطینیان بود.
صدای دریافت پیام از تلفن همراهام و ایمیلی که خبر میدهد نمایشگاه انفرادی دوست دختر سابق مردی که به من تجاوز کرد در گالریای برگزار میشود که من برای نمایش کارم در آن اقدام کرده بودم. ــ سؤال: به چه دنیای هنریای تعلق دارید؟ ــ جواب: به همین بالایی.
آرون گرونبرگ، در سخنرانیای که در مراسم یادبود جنگ جهانی دوم به زبان آلمانی ایراد کرد، میگوید برای اینکه به هویت خود پیبریم باید گذشته را بپذیریم. او در این سخنرانی به نحو نیشداری از کسانی یاد میکند که با فریادِ «نه» و خودداری از اطاعت و پیروی، جان باختند.
در حالی که شمار تلفات ناشی از ابتلا به ویروس کرونا همچنان رو به افزایش است، دارند سعی میکنند هر چه سریعتر آیندهای را برایمان رقم بزنند که بسیار بیش از گذشته متکی به فناوری است. انزوای جسمانیِ هفتههای گذشته را نه ضرورتی تلخ برای حفظ جان آدمها بلکه آزمایشگاهی برای ترسیم آیندهای ماندگار و پرسود میپندارند، آیندهای که در آن به لطف فناوری دیگر خبری از تماس و ارتباط جسمانی نیست.
چرا جهان بدون بدی نیست؟ خاستگاه شر کجاست؟ چه چیزی آدمها را به ارتکاب شر برمیانگیزد؟ آیا میان شرور تفاوتی است؟ یعنی آیا بدیها همه از یک جنساند یا ماهیتهای مختلفی دارند؟ «شرّ» اُمّالمسائل تفکر غربی است. الهیات مسیحی بر محور مسئلهی شر میگردد.