تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
در بهار ۱۹۸۹، اتفاقی رخ داد که حتی به خواب هم نمیدیدم: به «مؤسسهی تاریخ و بایگانی» در مسکو دعوت شدم تا برای دانشجویان دربارهی سرنوشت زندانیان سابق گولاگ سخنرانی کنم. بعد از سخنرانی یک نفر از من پرسید که آیا هرگز در زندگیِ واقعی یک حامی استالین را دیدهام یا نه. اول خندیدم اما بعد...
برای من، ایران آب و خاک نیست. مردمان ایران است و هنر و فرهنگ و ادب ایران. انسان منبع ارزش است، و ارزش خاک برخاسته از ارزش انسانهایی که در آن خاک به سر میبرند. ایران بدون ایرانیان تکه خاکی بیش نیست...
نه تنها زبانِ اسلام بلکه خود این دین احتمالاً در سال ۱۴۹۲ به آمریکا رسید، یعنی ۲۰ سال قبل از آن که مارتین لوتر نظریات خود را با میخ بر درِ کلیسا کوبید و اصلاحات پروتستان را آغاز کرد.
«همه چیز از کشتی «آکواریوس» آغاز میشود. کشتی که پس از نجات ۶۲۹ مهاجرِ در حال غرق شدن، بر پنههی دریای مدیترانه سرگردان میماند. دولت ایتالیا اجازه لنگرانداختن در بنادر کشورش را به او نمیدهد...» حمید زیارتی، نویسنده ایرانی-ایتالیایی از تلاشهایش برای کمک به مهاجران، داستاننویسی و سانسور میگوید.
پس از دوران جنگ داخلى لبنان ... جوامع دینى که هجده تا از آنها در لبنان وجود دارد، تعیینکنندهی هویت افراد بوده است. اکثر جهان عرب ابتدا مسلمان شد و سپس به فرقههاى مختلف انشعاب یافت اما لبنان در این زمینه هم پیشگام بوده و هست. مردم پیش از آن که خود را فقیر یا مظلوم به حساب آورند، خود را شیعه، سنى، مارونى، دروزى یا ارتدوکس یونانى مىدانند.
دو ماه قبل یک روز وقتی از خواب برخاستم با هزاران پیام توهینآمیز در شبکههای اجتماعی روبهرو شدم که بسیاری از آنها توسط باتها و ترولها فرستاده شده بود. جملاتی را از یکی از رمانهایم، «نگاه خیره»، بیرون کشیده بودند و با انتشار آنها خواهان محاکمهی داستاننویسان به اتهام «هرزگی» شده بودند.
در اواخر سال 1887، هنرمندی تنگدست به نام ونسان ونگوگ تعدادی نقاشی روی دیوارهای غذاخوری شاله در پاریس آویخت. بالای میزهای عریضی که پاریسیهای کمدرآمد برای خوردن غذاهای ساده و همیشگی دورشان جمع میشدند، آثار ونگوگ در کنار آثار هنرمندانی همچون آنری دو تولوز-لوترک، امیل برنارد و دیگر هنرمندان آوانگارد دیوارها را تزئین کرده بودند.
رئیس جمهور رواندا برای رسیدگی به امور شخصی به منهتن آمده است. قرار است که دختر پل کاگامه در مقطع کارشناسی ارشد رشتهی امور بینالملل از دانشگاه کلمبیا فارغالتحصیل شود. با کاگامه در اتاقی در هتل «پارک هایات»، در نیمبلوکیِ جنوب «سنترال پارک»، گفتوگو میکنم. او میگوید، «پسرم هم از ویلیامز کالج فارغالتحصیل میشود.»
دوست دارم در ایرانِ آینده کسی گرسنه و فقیر نباشد. همگان فرصتها و بهرهمندیهای برابر داشته باشند. انسانها آزاد باشند که بیاندیشند و تصمیم بگیرند و در مدیریت زندگی و کشورشان مشارکت داشته باشند. کشوری مستقل داشته باشند. همگان هم به حق و هم به مسئولیتشان بیندیشند و عمل کنند.
واسیلی گروسمنِ نویسنده، همدل با حزب کمونیست، نخستین گزارشگری بود که به توصیف اردوگاههای مرگ نازیها پرداخت اما به تدریج به مخالف حکومت تبدیل شد، کاگب تمام دستنوشتههای او را ضبط کرد و میخائیل سوسلوف «کاردینال و عالیجنابِ خاکستریِ» کرملین که ۳۰ سال نظریهپرداز حزب کمونیست شوروی بود به او گفت اهمیتی ندارد که چه چیز درست یا نادرست است، «نویسندهی اهل شورویِ ما باید آن چیزی را تولید کند که برای جامعه ضروری است».
در پارکها تجربهی با هم بودنی دور از هم را داریم. این تابِ یکدیگر را در نزدیکی هم آوردن، با حفظ فاصلهها، بنیادهای صلح را در زیست اجتماعی ما تقویت میکند. در کنار هم بودنْ ما را بیخطرتر میکند. دیدار انسان، آدمها را از دور و نزدیک برانداز کردن، با آنها معاشرت و اختلاط کردن، گامی به سوی رفع بیگانگی و رفع خطر جنگ است.
امروز همه میدانند که نخستوزیر صربستان زنی همجنسگرا است و نخستوزیر مرد ایرلند هم با سربلندی از همجنسگراییِ خود حرف میزند. همین امر در مورد مدیر عامل اپل و تعداد زیادی از سیاستمداران، تاجران، هنرمندان و دانشمندان صادق است با این حال دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم که آزادی اقلیتهای جنسی حتماً در سراسر جهان گسترش خواهد یافت و سرانجام به عربستان سعودی و برونئی هم خواهد رسید. در واقع، وقوع واکنشهای منفیِ همجنسگراهراسانه حتی در لیبرالترین کشورها نیز محتمل است.
اگر ایدهی رایج و مد روز در دههی ۱۹۸۰ «سیر صعودی» بود، شعار این دهه «صداقت» است. این ایدئال غالب که باید با خودت روراست باشی و «خود واقعیات باش» به ندرت به نقد کشیده میشود. اما اگر این آرمان مانعی بر سر راه دگرگونی فردی بوده باشد و همگان را به ماندن در موقعیت موجودشان ترغیب کند، چه؟
علت اصلیِ کژکاریِ آیین کاتولیک عبارت است از زنستیزیِ الهیاتی، سرکوب جنسی، و روحانیتمحوری و مخفیکاری همراه با آن که هم علت اساسی و هم عامل مستمرِ فاجعهی کنونیِ کلیسای کاتولیک است. اما وقتی تشکیلات سازمانی کلیسا از بین برود چه چیزی از ارتباط با مسیح باقی میماند؟ این پرسشی است که سالها قبل پیش از آن که از منصب کشیشی استعفا دهم از خودم پرسیدم.
ایران برای من بعد از حدود ۱۶ سال مهاجرت و تبعید گذشتهای است که همواره در حال، جریان دارد. گذشتهای که دیگر دسترسی مستقیم به آن ندارم. ایران مطلوب من، ایرانی است که همهی ایرانیان و همهی کسانی که آینده و زندگی خود را در آن مییابند و جستجو میکنند، حتی اگر «ایرانی» نباشند، به آن دسترسی داشته باشند.
حامیان انرژی هستهای میگویند مطمئن بودن نسبی و ظرفیت راکتورها این انتخاب را در بین سایر سوختهای غیرفسیلی از قبیل انرژیهای بادی و خورشیدی آسان میکند زیرا این منابع انرژی گاهی دچار نوسان و گاهی هم از دسترس خارج میشوند اما هیچکس منکر این نیست که نیروگاههای هستهای قدیمی با زیرساختهای فرسوده که اغلب بیش از عمر واقعیشان کار میکنند بینهایت کمبازدهاند و بیشتر احتمال دارد که فاجعه بیافرینند.
اسلامهراسی چیست و چطور میشود تعریفاش کرد؟ آیا مسلمانانی که با عقاید و ارزشها و آداب اسلامی در غرب زندگی میکنند فرهنگ و ارزشهای غربی را به خطر میاندازند؟ آیا نقد اسلام به معنی ستیز با مسلمانان است؟ اسلامهراسی در جهان چه رابطهای با تجربهی چهل سال گذشته در ایران دارد؟
در حالی که بیشتر ما گرایشهای از پیش تعیین شدهای به وسواس داریم، و بعضی بیش از دیگران چنین هستند، محیط فرهنگی کنونی ما این گرایشها را تشویق میکند و شدت میبخشد. امروزه فرایند آموزش و پرورش، یعنی شیوهی سیستماتیکی که ما وسواس را پاداش میدهیم و تقویت میکنیم، از دوران ابتدایی آغاز میشود.