روز جهانی یادبود قربانیان بردهداری و تجارت برده
کاری از شاهرخ حیدری
کاری از شاهرخ حیدری
امروزه سیاستمداران راستگرا و چپگرا تصور میکنند که بخش عمدهی ثروت را همان کسانی خلق میکنند که در رأس هرم اجتماعی قرار دارند. یعنی آدمهای دوراندیش، اشتغالزا و «موفق». آدمهای بلندپروازِ بااستعداد و کارآفرینی که به پیشرفت کل دنیا کمک میکنند.
چرا نسبت به گروهی از فعالان مدنیِ ایران که به مقاومتِ بدون خشونت اعتقاد دارند، کسانی مانند نسرین ستوده، نرگس محمدی، عبدالفتاح سلطانی و صدها فعال مدنیِ دیگر، واکنشهای خارج از تناسبی دیده میشود؟ فعالان مدنی چگونه در به چالش کشیدن علنی و همچنان سازندهی ساختار مزمن سرکوب در اجتماع موفق میشوند؟
ویکتور فرانکل معتقد بود که بسیاری از آنها که توانستند از اردوگاههای مرگ نجات پیدا کنند، یک تفاوتی با سایر زندانیان داشتند: معنا و هدفی در زندگی داشتند و دو دستی به آن معنا چنگ زده و رهایش نمیکردند. در سال ۲۰۱۳ یافته های یک تحقیق مهم علمی ضمن تأیید ادعای فرانکل نتایجی فراتر از این هم به دست داد.
هیچکس نمیداند چه نوع حکومتی تشکیل خواهد شد یا این که طالبان چقدر کنترل و نفوذ خواهد داشت اما برای جوانانی که در سال 2001 و در زمان سقوط طالبان به دست آمریکا و همپیمانانش خردسال بودند، چشمانداز صلح با اسلامگرایان تندرو آمیزهای از ترس و امید میآفریند.
اتاق مکتوب، از قدیمیترین آثار پرستو فروهر، هنرمند هنرهای تجسمی است که در شهرهای مختلف دنیا از استرالیا و آمریکا تا شهرهای کوچک و بزرگ اروپا اجرا شده است. این اثر که از نوشتن خط فارسی/عربی روی دیوارها، زمین، و گاهی سقف مکان برگذاری پدید میآید، شاید بیش از هر چیز به خاطرهی زبان مادری در ذهن مهاجر اشاره میکند. در آخرین روزهای این چیدمان در فرانکفورت از پرستو فروهر دربارهی این کار هنری پرسیدم.
آیا بحرانهای امروز ایران ریشه در مسئلهای بنیادی و تاریخی دارد؟ مسایل اصلی ایران چیست؟ آیا این مسائل مختص به ایران است و نیاز به نگرش و راهحلهای ایرانی دارد یا باید از تجربههای جهانی بیاموزیم؟ در ادامهی سلسله گفتگوهای آسو دربارهی مسائل بنیادی ایران، این سؤالات را با دکتر تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد در پژوهشکدهی بینالمللی تاریخ اجتماعی در آمستردام مطرح کردهایم.
چرا امروزه بسیاری از آدمها این قدر مضطرب و نگران به نظر میرسند؟ این پرسش، هم در بین متخصصان سلامت روانی و هم در میان مردم عادی رواج دارد اما این مسئلهای بسیار پیچیده و مبهم است. چه کسی را سراغ دارید که در هر ساعت از هر روزش گرفتار نگرانی نباشد؟ افزون بر این، نگرانی در شرایط ناامنی و سرگردانی افزایش مییابد و امروزه دنیا پر از تهدیدهای بالقوهای است که نه کاملاً از آنها سر در میآوریم و نه میتوانیم مهارشان کنیم.
چه میشود اگر مهمترین دلیل پیوستن افراد به گروههای راستگرای افراطی، هویت مردانه باشد و نه ایدئولوژیِ نژادپرستانه؟ این همان ادعای اصلیِ مایکل کیمِل، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب جدیدش است. عنوان این کتاب چنین است: شفایافتن از نفرت: مردان جوان چطور به افراطگراییِ خشونتآمیز روی میآورند و از آن دست برمیدارند. او در این کتاب علل پیوستن (و گسستن) مردان جوان از گروههای راستگرای افراطی در آلمان، سوئد و آمریکا را بررسی کرده است.
ماهی گلیها، سبزهها و سنبلها بازار تجریش را به تصرف خود درآوردهاند. سالی دیگر سپری شده و نوروز مثل هر سال در بازار تجریش بیشتر به چشم میآید. در گوشه و کنار، دستفروشها بدون توجه به پلاکاردهای بساط ممنوع شهرداری نشستهاند و بوی سنبل و سمنو پیادهروها را پر کرده.
در میان خویشاوندان نزدیک ما در جنس حیوان، فقط نوع انسان است که دارای پدری همدل و شریک در زندگی کودک است. چرا فرایند تکامل، پدر ازخودگذشته را مطلوب دانسته و ترجیح داده است؟
ایران و عربستان ممکن است با هم دشمن باشند اما وجه اشتراکشان برخورد وحشیانه با زنان است. این دو کشور دارند سعی میکنند تا صدای این دو زن را خاموش کنند و دهانشان را ببندند. بنابراین، وظیفهی ما این است که نامشان را بلندآوازه سازیم.
انسان بودن به چه معنا است؟ این پرسش در کانون حقوق بشر قرار دارد. انسان بودن پیامدهای منطقیِ خاصی دارد: خودآگاهیِ انسانی و کنشهای معطوف به رعایت کرامت انسانی-اینها معنای ویژهای به مفهوم انسانیت میبخشد.
فیلم مستند «رهگذر نیمهشب»، در فاصلهی کوتاهی در دو جشنوارهی معتبر ساندنس و برلیناله به نمایش درآمد. در ساندنس موفق به کسب جایزهی ویژهی هیئت داوران در بخش مستند و در برلین دومین فیلم محبوب مخاطبان در بخش پاناروما شد. رهگذر نیمهشب که تنها با سه گوشی موبایل فیلمبرداری شده، قصهی مهاجرت یک خانوادهی فیلمساز است که به دنبال امنیت و آیندهی بهتر از وطنشان متواری میشوند.
من در ترکیه به دنیا آمدم و اکنون در لوند، در جنوب سوئد، زندگی میکنم. به احتمال زیاد، در اکثر عمرم جهانوطنی اصیل بودهام، و به این امر افتخار میکردهام. اما در عین حال، آنقدر در کنسولگریها و فرودگاههای کشورهای مختلف اروپایی در حسرت دریافت روادید بلندمدت شِنگِن یا زیر نگاههای حاکی از بدگمانیِ مأموران گمرک بودهام که دیگر باور نمیکنم که میتوان با گذرنامهی ترکیه «شهروند ناکجا» بود.
آیا آدمها در عین ناقص بودن، ذاتاً موجوداتی مهربان، حسّاس و خوشطینتاند؟ یا تمایل به بدی دارند، تنگنظر، تنبل، بیفایده، انتقامجو و خودخواهاند؟ این پرسشی است که در طول تاریخ وجود داشته و پاسخ روشنی هم برای آن به دست نیامده است. میان افراد مختلف نیز قطعاً تفاوتهای زیادی وجود دارد. با این حال، میخواهم بر اساس بعضی شواهد علمی، پرتوی بر ده یافتهی مأیوسکنندهای بیفکنم که جنبههایی نسبتاً تاریک و ناشناخته از سرشت آدمی را روشن میسازند.
پس از فروریختنِ دیوارِ برلین که به وحدت آلمان انجامید، قرن ۲۱ نوید دورانی بدون مرز و دیوار را میداد. اما این روزها انگار دیوارها و نردههای مرزی در حال بازگشتاند، دیوارهایی که گویی قرار است همهی مشکلاتِ بشر را حل کنند. دیوارهایی که نظم و حاکمیت ملی را وعده میدهند و قرار است از ورودِ مهاجران غیرقانونی جلوگیری کنند.
همدلی یعنی این که تصور کنیم که در ذهن دیگران چه میگذرد، بفهمیم که آدمهای مختلف دیدگاههای متفاوتی دارند، و به افکار و احساساتشان واکنش عاطفی مناسبی نشان دهیم. پس از سالها تحقیق دربارهی اوتیسم و ماهیت همدلی، دریافتهام که همدلی یکی از ارزشمندترین منابع طبیعی ما است. همدلی رهیافت بسیار مناسبی برای حل اختلاف است، رهیافتی که در مقایسه با دیدگاههای عمدتاً نظامی، اقتصادی یا حقوقی امتیازاتی دارد.
این کتاب شامل صدها نامهی نلسون ماندلا به نزدیکانش، دوستانش، و همچنین به مقامها و مسئولانی میشود که زندانیاش کرده بودند. این نامهها چهرهی مردی را به نمایش میگذارند که در پشت میلههای زندان خردمندتر و کاردانتر شده است، کسی که هم به شکل دوراندیشانهای تیزبین و هم به شکل فزایندهای نسبت به دیگران بخشنده و بلندنظر شده است، از جمله نسبت به همان کسانی که مناصب قدرت را در حکومتِ اخلاقاً انزجارآور کشورش در اختیار داشتند.
فرماندهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به برخورد یک مأمور ناجا با چند زن در تهران، که به تعبیر این نهاد «بدحجاب» بودند، گفت: بنده بررسی کردم و مشخص شد که مأمور وظیفهی خود را انجام داده است و او را تشویق کردیم.