پلاستیک، شکارچی خاموش
ذرات ریز پلاستیکی که در طبیعت تقریباً تجزیهناپذیر و نابودنشدنیاند وارد چرخهی غذایی حیوانات در دریا شده است و این آلودگی پلاستیکی سالانه باعث مرگ میلیونها پرنده و پستاندار دریایی میشود.
طرح از شاهرخ حیدری
ذرات ریز پلاستیکی که در طبیعت تقریباً تجزیهناپذیر و نابودنشدنیاند وارد چرخهی غذایی حیوانات در دریا شده است و این آلودگی پلاستیکی سالانه باعث مرگ میلیونها پرنده و پستاندار دریایی میشود.
طرح از شاهرخ حیدری
من پروست را بسیار دوست داشتم. در جوانی گمان میکردم شبیه او هستم. بیشتر عمر معلم بودم و در جایی زندگی کردم که کسی پروست را نمیشناخت. اگرچه کسی برای گفتگو دربارهی پروست نبود، او گویی در چشمهای من نشسته بود. تصویر یگانهی من از معلمی هم به یک روز جهنمی باز میگردد. کمتر از یک ماه از شروع مدرسه میگذشت...
چرا شاخصهای مرسوم رشد اقتصادی از جمله تولید ناخالص داخلی، تنها بخش محدودی از واقعیت را نشان میدهد؟ ادم توز، استاد تاریخ دانشگاه کلمبیا در آمریکا، در این مقاله به این پرسش پاسخ میدهد.
حصه هلال، شاعر چهل و سه سالهی اهل عربستان سعودی که روبنده بر چهره دارد، به لطف سرودن اشعاری در مخالفت با تروریسم و بنیادگرایان مسلمان شهرت یافته است. مستند «شاعره»، که به زندگی این شاعر خودآموختهی بادیهنشینتبار میپردازد، در جشنوارههایی نظیر لوکارنو و جشنوارهی جهانی فیلمهای مستند در آمستردام نمایش داده شده است. آنچه در ادامه میخوانید نقدی بر این فیلم و گفتوگویی با یکی از دو کارگردان آن است.
آیا نظریهی جهانی شدن رو به افول دارد؟ زمینهی شکلگیری این نظریه چه بوده است و اکنون تا چه حد اعتبار دارد؟
تا چند سال پیش تقریباً در همه محلهها یک کتابفروشی کوچک پیدا میشد. تعدادی کتاب مخصوص نوجوانان مثل آثار ژول ورن، تعدادی رمان داغ عاشقانه، تعدادی کتاب حلالمسائل و محدودهای کمتنوع از اقسام دفتر مشق و لوازمالتحریر کل موجودی آن کتابفروشیها را تشکیل میداد. اما تعدادشان روزبهروز کمتر و کمتر شد.
در دههی ۱۹۲۰، ستارهی بخت و اقبال ژاک ماریتن در آسمان فلسفهی کاتولیک در حال اوج گرفتن بود. مثل بسیاری از کاتولیکهای آن دوره، او دنیای مدرن را چندان نمیپسندید. ماریتن در کتابی که در سال ۱۹۲۲ نوشت و به درستی آن را ضد مدرن نام نهاد، به «لیبرالیسم، آمریکاگرایی و مدرنیسم» و «اصول اعتقادیِ "پیشرفت ضروری" و "خوشبینی انسانگرایانه"» حمله کرد.
هلن کلر نویسندهای بود نابینا و ناشنوا و بهرغم دشواریهای بسیار توانست خواندن، نوشتن و صحبت کردن بیاموزد، بنویسد و به نمادی از اراده تبدیل شد. این روایت غالب از هلن کلر است. اما او تا زمانی که زنده بود سعی داشت با این تصویر تکبعدی و «اسطورهی موفقیت شخصی» که رسانهها از او میساختند، مبارزه کند.
در یکی از روزهای سال 1992، در دوران سقوط قیمت خانههای لندن، یک بازرگان اهل اتحاد جماهیر شوروی سابق، وارد یک بنگاه معاملات ملکی در محلهی کنزینگتون شد. او، و دو نفر شریک تجاری همراهش، هر کدام به صورت نقد، خانههایی به قیمت 200 تا 320 هزار پوند خریدند.
دختران شینآباد، دختران دانشآموز روستای شینآباد، که نزدیک به شش سال پیش آتشسوزی مهیبی زندگیهایشان را زیر و رو کرد، دختران نوجوانی شدهاند که هنوز جراحات و رنج آن حادثه را با خود حمل میکنند.
کریم عَینوز، کارگردان برزیلی-الجزایریِ مستند فرودگاه مرکزیِ تِمپِلهوف، میگوید که آنچه او را به ساختن این فیلم برانگیخت «تضاد میان بنای نظامیِ غولپیکرِ دوران رایش سوم ]نازی[ و خیمههای محقر پناهجویان تازهوارد» بود.
هرچند موسیقی جاز (Jazz) به اندازهی دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی محبوب نیست، اما هنوز کلوبهایی هستند که از یک طرف به هنرمندان جوانتر فرصت میدهند که صدایشان شنیده شود و از طرف دیگر به دوستداران موسیقی جاز این شانس را میدهند که صداهایی متفاوت بشنوند. یکی از این صداها، که هر از گاهی در یکی از کلوبهای برلین روی صحنه میرود، گروه موسیقی «گلنار-ماهان» است.
رابین جورج کالینگوود نظر جالبی دربارهی بصیرت مورخان خبره ارائه داد. این مورخ نامدار، تفاوت میان آشنایان و ناآشنایان با تاریخ را شبیه به تفاوت میان «جنگلبانان متبحر» و «مسافران ناآگاه» در جنگل میدانست. در حالی که مسافران با خود فکر میکنند «اینجا چیزی غیر از درخت و سبزه نیست»، جنگلبانان خطرات نادیدنی را میشناسند و میگویند «مراقب باش، ببری لابهلای سبزهها کمین کرده است».
ایران و ایرانی بودن به چه معناست؟ شاخصهای هویت ایرانی کداماند؟ آیا ایران با مسئلهای ویژه به عنوان «مسئلهی ایران» روبروست؟
مدتهاست شهر را به دو قسمت «ما» و «آنها» تقسیم کردهایم. آنچه «من» میخواهم خوب است و هیچکس به «آنها» کاری ندارد. فرقی نمیکند باورمان چیست و خاستگاهمان کجاست. اینکه بر عقیده و باور خودمان متعصبانه پافشاری کنیم و دیگرانی را که مثل ما فکر نمیکنند محکوم کنیم، برایمان عادی شده است. گویی همیشه همین بوده و از آغاز، میان ما و آنها دیوار بلندی وجود داشته.
پدرم ژاکتی داشت که سالها میپوشیدش و همانطور که با غرور روی چوبلباسی براندازش میکرد از تمام سالهایی میگفت که این ژاکت همراهش بوده، از خاطرات و از مکانهایی که با این ژاکت به آن پا گذاشته. سالهای زیادی نگذشته اما شیوهی مصرف پوشاک نسل ما انگار فرسنگها با آن دوران فاصله دارد.
بیش از چهار سال قبل، در میخانهی هتلی در بوئنوس آیرس بحث داغی میان پابلو وِرنا و پدرش درگرفت. از آن زمان تا کنون پابلو پدرش را ندیده است. اما این مشاجره که به قهر و دوری آنها انجامید به مسائل خانوادگی ربط نداشت.
تازه که از «خانه» گریخته بودم، یکی از آشنایان که تجربهی چند سالهی تبعید را داشت، گفته بود یادت باشد که اینجا «دوری و دوستی» ترکیبی واقعی نیست، آنچه در تبعید خواهی دید «دوری و دشمنی» است...آنچه بر ما میگذرد، نتیجهی واقعهای است که حرمت «باورها» را بر حرمت «آدمیان» مقدم گرفت.
مردم آمریکا، از گوشهوکنار کشور، در ۸ سال ریاستجمهوری باراک اوباما، خطاب به او نوشتند و اکثر آنها در کمال ناباوری، جواب نامهشان را دریافت کردند. کتاب تازهی جین ماری لاسکاس که نویسنده، روزنامهنگار و استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه «پیتزبورگ» است، به زیر و رو کردن و بررسی میلیونها نامهای اختصاص دارد که خطاب به اوباما نوشته شد.
بنا به آمار رسمی در سال 1391، 74 کولبر کشته و 70 تن دیگر مجروح شدهاند. در میان کشتهشدگان 70 تن با تیراندازی نیروهای مرزبانی نیروی انتظامی و چهار تن دیگر بر اثر انفجار مین و سرما جان باختهاند. بسیاری از جراحتهای منجر به قطع نخاع و معلولیت دائمی هم ناشی از تیراندازی مستقیم به آنها بوده است.
یک آمریکاییِ ژاپنیتبارِ متخصص علوم سیاسی و یک فیلسوف غنایی-بریتانیایی-آمریکایی وارد میخانهای میشوند که در آن دعوا و مرافعه بر سر هویت در جریان است. فیلسوف فریاد میزند، «دعوا نکنید! هویتهایی که دارید بر سرشان میجنگید دروغاند.» متخصص علوم سیاسی جلو میآید و میگوید، «این هویتها دروغ نیستند. اما اینها همان هویتهایی نیستند که باید بر سرشان جنگید!»
به عنوان یک یهودی لهستانی که در سال 1925 به دنیا آمده، از گتوی ورشو جان سالم به در برده، خانوادهاش را در هولوکاست از دست داده، در عملیات ویژهی نهضت مقاومت لهستان، موسوم به ارتش میهنی، شرکت کرده و در قیام ورشو در سال 1944 جنگیده، با شرایط بسیار سخت تاریخ اروپا آشنا هستم- و فکر میکنم که این خطر وجود دارد که در نبرد یادگیری از تاریخ شکست بخوریم و از گذشته عبرت نگیریم.
توجه کردن و جلب توجه کردن همیشه مشکل بوده است. ما محتاج دیده شدنایم و بیوقفه در حال تلاش و رقابت برای جذاب کردن خودمان به منظور جلب توجه بیشتر. اما در زمانهی ما که اطلاعات از در و دیوارش میریزد این مشکل حاد و بغرنج شده است و توجه به متاع محدود و کمیابی تبدیل میشود.