تنهایی ما را به کجا میکشاند؟
سامانتا رز هیل
هانا آرنت از خلوت خود لذت میبرد اما در عین حال باور داشت که تنهایی میتواند انسانها را مستعد پذیرش استبداد کند.
هانا آرنت از خلوت خود لذت میبرد اما در عین حال باور داشت که تنهایی میتواند انسانها را مستعد پذیرش استبداد کند.
سال ۲۰۲۰ گرچه سالی استثنائی با دشواریهای فراوان برای بشر بود، با این حال ۱۲ ماه گذشته دستاوردها و پیروزیهای چشمگیری در زمینهی محیط زیست، فرهنگ، حقوق بشر و حتی حوزهی سلامت هم در بر داشت. در ادامه به ۲۰ نمونه از این پیشرفتها اشاره میشود.
پروفسور لیزا فلدمن بارِت معتقد است که نحوهی تفسیرِ ما از احساسات به عواملی مانند محل زندگی و چگونگی تربیت وابسته است؛ درک نکردن این حقیقت زندگی را برای بشر دشوارتر میکند.
«میتوان بهشت را جهنم جلوه داد و برعکس؛ و میتوان فلاکتبارترین شکل زندگی را بهشت جلوه داد.» این نقل قول از هیتلر در کتاب نبرد من ممکن است برای انسانِ امروز کلیشه به نظر برسد زیرا انتظار میرود که رشد فکری، گردش آزاد اطلاعات و در مجموع فرایند افزایش آگاهی، آسیبپذیریِ او را در برابر چنین تلاشهایی کاهش داده باشد. آیا بهراستی چنین شده است؟
کتاب آثار مفقود شامل ۷۴ داستان از کافکا است که دو قطعه آن از پیش هرگز به انگلیسی منتشر نشده است. مایکل هافمَن، شاعر و مترجم، در این مجموعه هر چند بر میراث سردرگمیهایی کافکایی میافزاید اما با آشناییزدایی از کافکایی که تصور میکنیم میشناسیم، روشنگری نیز میکند.
روزنامهی «نیویورک تایمز» ابتدا با این قتل مثل هر قتل دیگری برخورد کرد: جنووزه یکی از دیگر قربانیان حملات وحشیانه در خیابانهای نیویورک بود. اما دو هفتهی بعد، گزارش این قتل در صفحهی اول این روزنامه منتشر شد. پای هیچ کشف خیرهکنندهی جدیدی در میان نبود اما این بار چارچوب خبر فرق داشت: همسایهها کجا بودند؟ چطور دلشان آمده بود بیرحمانه فریادهای قربانیای را که خواهان کمک بود نادیده بگیرند؟
ما ملودیهای مشهورِ سمفونیهای سوم، پنجم، ششم یا نهم یا کنسرتو پیانوها و سوناتها یا قطعات موسیقیِ مجلسی بتهوون را برای هزارمین بار در فیلمها، آگهیهای تجاری یا کنسرتها میشنویم. اما تیغ بُرندهی این موسیقی به علت مصرف بیش از حد کُند شده است. به عبارت دیگر، ماهیت به شدت سیاسی موسیقیِ بتهوون ــ ماهیت شورشی، انقلابی، عمیقاً دموکراتیک و آزادیخواهانهاش ــ را از یاد برده و از آن غافل شدهایم.
در سال ۲۰۰۰، تسای جن-هوی، استاد معماری در دانشگاه ملی فناوری تایپه، دیوارهای محوطهی دانشگاه را تخریب کرد و به جای آن، فضای خندقمانندی ساخت که از آبِ بازیافت شده و باران تغذیه میشد. علاوه بر این، اقداماتی در دانشگاه به منظور حفاظت از محیط زیست و کاهش دما انجام داد. برای مثال، با الهام از درختان ــ و ترکیب آنها ــ برای دانشگاه، سردر ورودیای بنا کرد و به طراحی بامها و بالکنهایی سازگار با محیط زیست پرداخت؛ افزون بر این، آبنماها و سیستم پیادهرو نفوذپذیری را ایجاد کرد.
فیلسوف فرانسوی نظریهاش را چنین خلاصه کرده است: «هیچگاه ما آزادتر از وقتی نبودهایم که تحت اشغال حکومت آلمان بودیم.» بینش اصلی سارتر این بود که ما زمانی کاملاً به حدود آزادی خود و سرشت حقیقی آن واقف میشویم که از حیث فیزیکی و جسمانی از عمل و فعالیت کردن بازمیمانیم. اگر او برحق باشد، آنگاه این بیماریِ همهگیر فرصتی است برای آنکه بار دیگر دریابیم که منظور از آزاد بودن چیست.
پس از گذشت بیش از پنجاه سال از مبارزات فمینیستی برای آزاد کردن زنان از خانه، چه بر سر پیوند میان زنان، خانه و خانهداری آمد؟ حالا که زنان بهمراتب بیش از دهههای پیشین وارد بازار کار شدهاند، آیا دولتها و جوامع فکری به حال تقسیم وظایف خانگی کردهاند؟ در روزگاری که بهرسمیت شناخته شدن زنان مشروط به فعالیت اقتصادیشان شده است، موقعیت زنان خانهدار چگونه است؟
ترکیه، شاید به دلیل موقعیت جغرافیایی و سیاسیاش که مثل پلی میان خاورمیانه و آسیای مرکزی و اروپاست، همواره کشوری مهاجرپذیر و مسیر گذر مهاجرتهای جمعی بوده است. اما در چند سال اخیر وضعیت پناهجویان در ترکیه بسیار تغییر کرده و به مسئلهای ملی و بینالمللی تبدیل شده است.
ریچارد اِوِنز و رابرت گِلِیْتلی همعقیدهاند که «افسانهی از پشت خنجر زدن» لکهی ننگی بود پاکنشدنی. خیلی از افراد بهسادگی ترجیح دادند که این دروغ اطمینانبخش را باور کنند که سوسیالیستها (و در بعضی روایتها، یهودیان) پیروزی را از چنگ آلمان درآوردند تا آنکه پیامد واقعیِ ستیزهای را قبول کنند که عدهی زیادی برایش فداکاری کرده بودند.
انضباط شخصی، بافرهنگ بودن و عقلانیت: این آموزههای رواقی ممکن است به ما اجازه دهند که در جهان آنگونه که هست راحتتر زندگی کنیم. اما سیاست همانقدر که دربارهی توافق است، دربارهی تضاد نیز هست و دستکم تا حدی متأثر از عصبانیتهای مردم است.
اذیت و آزار جنسی نه به دست «بیماران و مجرمان» بلکه به دست مردان و پسرانی رخ میدهد که همسر، برادر، پدر و فرزند، دوست و همکلاسیِ خود ما هستند. آدمهایی که چه بسا موفق و محبوباند، دوستان خوبیاند و زندگی معمولیای مثل بقیه دارند.
لیلا بوعزیزی پس از آن که برادرش، محمد، ده سال قبل خود را به آتش کشید پرسید: «تصور میکنید یک جوان باید تحت چه نوع فشاری باشد که دست به چنین کاری بزند؟» مأموران محلی تونس گاری میوهفروشی محمد را توقیف کردند، در ظاهر به این دلیل که او مجوز نداشت اما در واقع آنها به دنبال اخاذی از او بودند.
بگذارید با این پرسشِ بنیادی آغاز کنیم: جامعهیِ ما چگونه از خود در برابرِ بزهکاران دفاع میکند؟ ما پاسخ این پرسش را میدانیم: با گُرز! ـــ و همین آیا نباید همهیِ آن تاریخِ فرهنگ و تمدنِ ادعایی ما را بیاعتبار کند؟
سایهی خدا کتابی است جنجالی. اَلن میخائیل، مورخ دانشگاه ییل، که در کارنامهاش سه کتاب دانشورانه و آرشیومحور دربارهی تاریخ امپراتوری عثمانی به چشم میخورد این بار تغییر جهت داده و به تاریخ جهان پرداخته است. او در این کتاب جدید با ارائهی روایتی جذاب نگرشهای مرسوم دربارهی چگونگیِ «ظهور غرب» در پانصد سال اخیر را به چالش میکشد.
حروف معنایی ندارند، مثل اعداد مفاهیمی مجردند که نمیتوانیم تجربهشان کنیم. با وجود این، اینها حروفِ رمزیِ زبانِ شخصیِ هوشمندزادهاند. زبان شخصی همان کیفیتی است که در مصاحبهی آخر به آن اشاره کرده بود: دست آخر همهی عکسها [و شما بخوانید همهی شعرها، داستانهای کوتاه، فیلمنامهها، مجسمهها و کارهای دستی، استیکرهای تلگرام و ...] باید یک مجموعه باشند: ا ل ف ب ا
کیوان صمیمی را اولین بار در زندان رجاییشهر دیدم. مشی و منشِ باوقار و باطمأنینهاش، تجربهی وسیع و دیرینهاش در مبارزه با استبداد و بیعدالتی که احترام گروههای مختلف سیاسی را به خود جلب میکرد، و البته شوخطبعی زیرکانهاش، از ویژگیهای برجستهای بود که از همان روزهای اولِ همنشینی با او در زندان به خاطر تداعی میشود. او اکنون برای هشتمین بار راهی زندان شده است. متن زیر، مصاحبهای است که چند روز پیش از شروع دور جدید زندان کیوان صمیمی با او انجام شده است.
نزدیک به ۸۰ سال پیش زن جوانِ پیشرو و شجاعی به نام جلالیه جلالی، در یزد آرایشگاه زنانهای به راه انداخت که برای اولین بار فر شش ماهه را در این شهر شروع کرد، و تأثیر مهمی بر آرایش زنان یزد گذاشت. جلالیه خانم، با وجود مخالفت شدید مذهبیهای متعصب، در یزد بسیار مشهور و محبوب شد، و زنان زیادی، حتی از خانوادههای متدین، ساعتها جلوی آرایشگاه او صف میکشیدند و نوبت میگرفتند. این گزارش داستان جلالیه خانم را از قول دخترش توراندخت جاوید که حالا در آمریکا زندگی میکند، نقل کرده است.