روایتی از ۹ روز زندگی زیر باران بمبهای تهران: «ما رها شدهایم؟»
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
چرا آب، که برای حیات ضروری است، تقریباً مجانی است اما الماس، که تقریباً بجز زیباییاش فایدهی دیگری ندارد، بسیار گران است. چرا بازارهای مالی «آمازون» را یکی از باارزشترین شرکتهای جهان محسوب میکنند اما بخش عظیمی از سرزمین آمازون هیچ ارزشی ندارد مگر این که از دار و درخت خالی شده و به زمین کشاورزی تبدیل شود؟ چگونه میتوانیم بین ارزش فوقالعادهای که برای کارهای عامالمنفعه و از خودگذشتگی کارکنان بخش بهداشت قائلایم و حقوق اندک و شرایط کاری پرمخاطرهی آنان آشتی برقرار کنیم؟
در اوایل دههی ۱۹۹۰، عقیدهی رایج این بود که گسترش انتخابات مستقیمِ چندحزبی گام بلندی در جهت گذار به دموکراسی است؛ در واقع، اغلب تصور میشد که انتخابات شرط لازم و کافی برای دموکراتیزاسیون است. «مغالطهی انتخاباتگرایی» بر این ایده تأکید میکند که نفس برگزاریِ انتخابات، فارغ از چگونگیِ برگزاری آن، خودبهخود کنش سیاسی را به سوی رقابتهای مسالمتآمیز میان نخبگان هدایت میکند و به فرد پیروز مشروعیت عمومی میبخشد.
این درد چیست که من و ما را به تمام بازماندگان قتلهای دولتی در تمام جهان پیوند میدهد؟ خواه در رابطهای مستقیم با آنان باشیم یا نباشیم، اشتراک میان ما، جای زخمی است که در نتیجهی خشونتی دولتی در جان و دل ما ریشه دوانده است. مجموعهای است از تجربههای تلخ مشترک.
کسی که میتواند با چشم جان و نه صرفاً چشم ظاهر ببیند در شرف دست یافتن به حکمت است. احتمالاً وقتی ما مُردهایم به این قابلیت دست پیدا میکنیم، چه، تا زندهایم چشمِ ظاهر و بدن نمیگذارد جز با آن ببینیم. سعدی یک گام پیشتر میگذارد و این احتمال را در زندگی مطرح میکند و با این شعر وضعیت پارادوکسیِ بغرنجی را پیش میکشد.
در کوشش مداوم ما برای داشتنی زندگیای بهتر، فلسفهی باستان هنوز هم میتواند منبعی ارزشمند و تأثیرگذار باشد. با خواندن و به کار بستن ایدههای فیلسوفان باستان در حقیقت میتوانیم ممارستهای روحانی خود را تداوم ببخشیم و زنده نگاه داریم.
آیا علت فقر و تنگدستی بعضی افراد، عدم تلاش کافی از جانب خود آنها است؟ بسیاری از ما، وقتی «تلاش» را فرایندی جدا از توانایی برآوردِ ریسک موجود در یک تصمیم در نظر میگیریم، معمولاً فکر میکنیم که آدمها خودشان مسئول بدبختی خودشان هستند.
پژوهشها نشان دادهاند که لامسه نه تنها در شکلگیری و نحوهی ارتباط ما با خودمان و جهان پیرامون اهمیت بسزایی دارد بلکه سلامت روانی و جسمانی ما نیز متأثر از آن است. با توجه به این که دوران کرونا و تجویز فاصلهگذاری اجتماعی باعث شده است تا لمس به یک تابو تبدیل شود، باید منتظر چه پیامدهایی بود؟
همهی مذاهب، چشماندازی برای بشریت دارند و خطوط کلی این چشمانداز را در آموزههایشان بیان میکنند. اما تبدیل آن به ایدئولوژی و برنامهی سیاسی برای ادارهی جامعه موضوع دیگری است و اسلامگرایی چنین فرآوردهای را پیش مینهد.
دکتر مجاب از معدود پژوهشگران زن غیر کُرد مطالعات کُردستان و تنها زن دانشگاهیای است که در سه دههی گذشته به شکل مستمر مسائل مربوط به زنان کُردستان در ایران، ترکیه، عراق، سوریه و در دیاسپورا را به صورت گسترده و عمیق مطالعه کرده است.
در نوروز امسال ترکیه اعلام کرد که با فرمان رئیس جمهور، از پیمان جهانیِ منع خشونت علیه زنان، معروف به پیمان استانبول، خارج شده است. این تصمیم به اعتراضاتی در داخل و خارج ترکیه انجامید و مسئولان اتحادیهی اروپا هم از آن انتقاد کردند. در این گزارش، سیما حسینزاده با نگاهی به سابقهی پیماننامهی استانبول، اهمیت آن و علل اعتراضات جنبش زنان ترکیه را شرح میدهد.
آیین زرتشتی بیش از هزار سال، تا پیش از ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، دین غالب در ایران بود. بعضی از زرتشتیانی که به اسلام روی نیاوردند از ایران گریختند و به گُجَرات در غرب هند رفتند و به علت اصلونسبِ خود به پارسی شهرت یافتند.
در «مردی که پوستاش را فروخت» [یکی از پنج نامزد نهاییِ جایزهی بهترین فیلم بینالمللی در مراسم اسکار 2021] یک مرد سوری که خواهان مهاجرت به اروپا است، میپذیرد که به بوم نقاشیِ یک هنرمند بحثانگیزِ معاصر تبدیل شود.
انتشار یک عکس جنجالی از مسیو ژوزف نوز بلژیکی وزیر کل گمرکات ایران در زمان مظفرالدین شاه، با لباس آخوندی و عمامه بر سر، با اعتراض عمومی علما مواجه شد و نه تنها پایههای انقلاب مشروطه را بنیان گذاشت بلکه به انقراض سلسلهی قاجار نیز سرعت بخشید.
این روزها استفاده از رسانه طاقتفرسا و ناامیدکننده است، گفتگو با افرادی که با آنها مخالف هستید دشوارتر از همیشه است، و اغلب شناسایی منابع اطلاعاتی موثق و قابل اعتماد دشوار به نظر میرسد. اگرچه مطالب بسیاری دربارهی علت مضر بودن این مسائل طرح شده است اما در این مقاله میخواهم بر چگونگیِ آسیب رساندنِ آنها بهویژه بر خودمان تمرکز کنم.
انواع مختلفی از شبهعلم وجود دارد: ستارهبینی، هومئوپاتی، باور به تخت بودن زمین و جنبش ضدواکسن. این «رشتهها» ادعاهایی عجیبوغریب را با دعوی علمی بودن وارد عرصهی علم میکنند. در قیاس با شبهعلم، آیا ممکن است چیزی مانند شبهفلسفه نیز وجود داشته باشد که در آن فرد ادعاهایی به ظاهر فلسفی مطرح کند اما با بررسی دقیقتر مشخص شود که این دعاوی حرف مفت بودند؟
در سال ۲۰۱۰، حدود ۲۲۲۶ اغتشاش در سراسر جهان رخ داد. این رقم در نیمهی نخست سال ۲۰۲۰ بیش از دو برابر افزایش یافت و تا پایان ژوئن از ۵۰۰۰ مورد گذشت. افزایش بمبگذاریها حتی از این هم چشمگیرتر بوده و از ۱۵۵۱ فقره در سال ۲۰۱۰ به طور متوسط به سالی بیش از ۲۰ هزار مورد در سه سال اخیر رسیده است.
شاید برگسون را بتوان اولین فیلسوفی دانست که در جامعهی تودهای قرن بیستم، و آغاز عصر رسانههای دیداری و شنیداری، به مُد روز بدل شد.
شاید به نظر برسد که در کشوری مانند ایران که هرگز به معنای دقیق کلمه نظمی سکولار بر آن حاکم نبوده، پساسکولاریسم آموزهای برای وضع موجود ندارد. با وجود این، نظری عمیقتر به خاستگاههای سکولاریسم، چالشهای برآمده از آن و راهحلهایی که پساسکولاریسم برای رویارویی با این چالشها ارائه میکند، نشان میدهد که دغدغههای پساسکولاریسم با وضعیت کنونی و، بهویژه آیندهی ایران، چندان هم نامرتبط نیست.