تاریخ هنر خطرناک
دانیل کالکات
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
دیکسون در سراسر کتاب با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که کدام آثار هنری را میتوان منحط (یعنی از نظر اخلاقی تباه و مخرب) دانست ــ حتی اگر همیشه با این عنوان توصیف نشده باشند ــ و کدام آثار به اشتباه چنین قلمداد شدهاند.
جامعهی ترکیه در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی با تناقضهای اساسی روبهرو است. یکی از تناقضها را میتوان در شرایط اقلیتهای جنسی در ترکیه مشاهده کرد. از یک سو همجنسگرایی در قوانین ترکیه جرم محسوب نمیشود و از سوی دیگر حقوق اساسی اقلیتهای جنسی با محدودیتهای وسیع قانونی و عرفی روبهرو است و این گروه در ترکیه هر روزه با خشونتهای رسمی و غیر رسمی مواجهاند.
از یک دههی قبل که بحران مالی دهها کشور را در کام خود فرو برد، «جهانیشدن» به نوعی ناسزا تبدیل شد ــ به نوعی مرامِ لیبرالیسمِ بیاعتنا به اصول اخلاقی که افکار عمومیِ پوپولیستی علیه آن بسیج شده است. اما در کمال تعجب باید گفت که نظرسنجیِ جدید از ۲۳ کشور پرجمعیت دنیا نشان میدهد که نگرش مردم به این پدیدهی اقتصادی و اجتماعی که در ۳۰ سال گذشته به جهان شکل داده آکنده از تفاوتهای ظریف است.
تشبث به تبار آریایی در بسیاری از جوامع جهان در دو سدهی گذشته کم و بیش رایج بوده است. امروز اما بحث دربارهی تبار آریایی در هند از همه جا داغتر و پیچیدهتر است. سر این که چه کسی آریایی است، آریاییها از کجا و چطور آمدند، و تبار آریایی چه معنایی برای هویت ملی و سرنوشت سیاسی هند دارد، دعواست.
بسیاری از ما با این روایت تاریخی آشناییم که چگونه فرهنگها میتوانند به سرعت ــ و به طرزی فاجعهآمیز ــ انحطاط یابند و سقوط کنند. به نظر میرسد که تاریخ معاصر هم این روایت را تأیید میکند. عراق پس از تهاجم آمریکا شاهد مرگ ۱۰۰ هزار نفر در یک سال و نیم نخست بود، و به دنبال آن داعش ظهور کرد. فروپاشیِ حکومت لیبی در سال ۲۰۱۱ به خلأ قدرت انجامید، و به ظهور مجدد بردهداری منجر شد.
امروزه نگرهی غالب در تفکر فلسفی و غیرفلسفی این است که عرصههای زیباییشناسی و اخلاق را از هم جدا هستند. اما من اینطور فکر میکنم: زیبایی و اخلاق، و زشتی و بیاخلاقی، پیوند ذاتی با هم دارند. به طور مشخص، فضیلتهای اخلاقی خصلتهایی زیبا، و رذیلتهای اخلاقی، زشتاند. البته، اینگونه زیبایی و زشتی مستقل از ظواهر فیزیکی است – به عرصهی منش و کنش تعلق دارد.
ایران آرمانی برای من در یک کلام «ایران برای همهی ایرانیان» است؛ ایرانی که در آن تبعیضهای حقوقی به صورت نهادینه و نظاممند وجود ندارند و افراد جامعه بر اساس نژاد، جنسیت، گرایش جنسی، عقیدهی سیاسی و دینی و مذهبی به دو پارهی برخوردار-سرکوبشده تقسیم نمیشوند. ایرانِ آرمانی نه تنها در ساخت حقوقی از تبعیض خالی است که همچنین از فرهنگی تبعیضپرهیز نیز برخوردار است.
هشت سال پس از آغاز بهار عربی در تونس، این تنها کشور منطقه است که هنوز چنین بحثهای عمومیِ خودجوشی در آن به چشم میخورد. با این همه، بسیاری از تونسیها احساس میکنند که دستاوردهای انقلاب ناچیز بوده است. از سال ۲۰۱۱ تا کنون چند انتخابات آزاد در تونس برگزار شده است. این کشور حملات تروریستی، شکاف عمیق میان اسلامگرایان و سکولارها و تلاش آشکارِ بعضی از عناصر حکومت پیشین برای بازگشت به آن دوره را پشت سر گذاشته است.
۱۷ روز سرگردان روی آب، بیم، امید، ترس، تردید. ماجرای کشتیِ «سی واچ ۳» که ۵۳ پناهجو را در دریای مدیترانه نجات داد، بلاتکلیفی و سستی اروپا در مواجهه با پناهجویان را به بهترین شکل نشان داد. کاپیتان این کشتی، کارولا راکته با مسئولیت شخصی خود و بهرغم ممنوعیت پهلو گرفتن در سواحل ایتالیا، در جزیرهی لامپِدوزا لنگر انداخت و بلافاصله دستگیر شد. زندانی شدن او ــ هرچند فقط چند روز طول کشید ــ موجی از واکنشها را به همراه داشت.
امر به معروف و نهی از منکر، به لحاظ موضوع و مضمون و بیشتر به لحاظ پیامدهای عملی آن، از پرمناقشهترین موضوعات شرعی و فقهی در طول تاریخ اسلام بوده اما پرسش اساسی این است که، حداقل در جهان کنونی، فریضهی امر به معروف و نهی از منکر، چگونه عملی خواهد بود؟ آیا میتوان امر به معروف و نهی از منکر را واجب شرعی شمرد؟
پذیرش و تعهد درمانی به مردم کمک میکند تا انعطافپذیری روانشناختی خود را پرورش دهند، به ویژه در رابطه با احساسات و هیجانات جسمانی، حتی اگر عذابآور و دردناک باشند. نکتهی مهم این است که این کار باید فارغ از قضاوت صورت بگیرد، زیرا این کار به شما اجازه میدهد تا برای زندگی خود نه بر اساس کنترل یا اجتناب از ناراحتی یا دردی که آن را تجربه میکنید بلکه بر مبنای حرکت به سمت ارزشها و آنچه برایتان ارزشمند و معنادار است، تصمیم بگیرید.
هویت ملی چیست و چه نسبتی با فرهنگ، ناسیونالیسم و مفهوم مدرنِ شهروندی دارد؟ چه شاخصههایی باید باشد تا به لحاظ حقوقی یا از نظر فرهنگی و تاریخی بتوانیم به یک نفر بگوییم ایرانی است؟ در ادامهی گفتوگو با دکتر تورج اتابکی، این پرسشها را با او در میان گذاشتهایم.
سی سال پس از سقوط دیوار برلین هنوز بعضی از آلمانیها از میراث جمهوریِ دموکراتیک آلمان دفاع میکنند. آنها اغلب ادعا میکنند که «همهچیزِ جمهوری دموکراتیک آلمان بد نبود» و مهدکودکهای این کشورِ متحدِ شوروی عالی بود. به نظر مانفرد ویلهلمِ ۶۸ ساله، چنین حرفهایی نامعقول و بیمعنی است. او یکی از زندانیان سیاسیِ آلمان شرقی بود.
فلاحآزاد در جاثلیق عشق هم مانند سیتیزن وارتگز گرههای هویت و قدرت را نمایان میکند. نویسنده، قدرتِ کشیش، قدرتِ جامعهی محلی، یادآوری خاطرهی مدرسه، و وقوف ناگهانی وارتگز به هویت همجنسگرایانهی خودش را در رشتههای درهمتنیدهای از وقایع بازنمایی میکند و خواننده را تا آخر میبرد.
ایران برای من آب و خاک نیست، مجموعهای است از حسها، یادمانها، طعمها، رنگها و شنیدنیها. وقتی اینطور حساش کنم، با تکرار این تصاویر کماکان بیتعصب و مهربانانه، میتوانم در خود حفظش کنم.
از نخستین انتخابات دموکراتیک چندنژادیِ آفریقای جنوبی در ۲۷ آوریل ۱۹۹۴، بیست و پنج سال گذشته است. قرار بود که این انتخابات به تفکیک نژادیِ نهادینهی حکومت آپارتاید پایان دهد. اما به نظر میرسد تغییرات ناچیز بوده است. آفریقای جنوبی هنوز کشور دو ملت است: سفیدپوستان ثروتمند و سیاهپوستان فقیر.
سی و دومین دورهی نمایشگاه کتاب تورینو در ایتالیا امسال در حالی نام «لِیلِیبازی» ــ رمان خولیو کورتاسار ــ را شعار امسال خود برگزیده بود که حواشی بهوجود آمده طی این روزهای ایتالیا خانههای این بازی را اسیر خود کرده بود. شهری که از سالیان دور مرکز فرهنگی ایتالیا خوانده میشود در این جشن مهم فرهنگی دچار وضعیتی شد که در تاریخ سی و دو سالهی نمایشگاه بیسابقه بود.
در دربار ناصرالدین شاهی علاقهها به سیاست معطوف بود و اتفاق مهمی بود که زنان بر اثر تساهل بیشتر ناصرالدین شاه در مقایسه با شاهان سابق، آزادیهای بیشتر یافته بودند و درست در همین فضای دربار بود که زنی چون عزت ملک خانم امکان یافت نامش را به عنوان نخستین عکاس و روزنامهنگار زن ایرانی در تاریخ ایران ثبت کند.
سانتاگ یک «نویسندهی متعهد» به کاملترین معنای کلمه بود. در نبود او چیزی از گفتمان عمومی ما کم شده است چون سانتاگ دیگر بخشی از این گفتمان نیست. ما نیاز داریم که جای خالی او را پر کنیم، با ادامه دادن به خواندن آثار او و اندیشیدن از راه ایدههای او، حتی و به ویژه وقتی که با آنها مخالفایم.